موضوع: "تربیت فرزند"

عید قربان، عید بندگی


#عیدقربان

… و اکنون، تو ابراهیمی، و اسماعیلت را به قربانگاه آورده‌ای.
👈اسماعیل توکیست؟ چیست؟
مقامت؟ آبرویت؟ شغلت؟ پولت؟ خانه‌ات؟ باغت؟ اتومبیلت؟ خانواده‌ات؟ علمت؟ درجه‌ات؟ هنرت؟ روحانیتت؟ لباست؟ نامت؟ نشانت؟ جانت؟ جوانیت؟ زیبایی‌ات؟ و ….

✅.. آنچه تو را در راه ایمان ضعیف می‌کند، آنچه تو را در راه مسئولیت به تردید می افکند، آنچه دلبستگی‌اش نمی‌گذارد تا پیام حق را بشنوی و حقیقت را اعتراف کنی، آنچه تو را به توجیه و تاویل‌های مصلحت‌جویانه و … به فرار می‌کشاند و عشق به او کور و کرت می‌کند و بالاخره آنچه برای از دست ندادنش، همه دستاوردهای ابراهیم وارت را از دست می دهی، او اسماعیل تو است!

✳️ اسماعیل تو ممکن است یک شخص باشد یا یک شیئی، یا حالت، یا یک وضع، و یا حتی یک نقطه ضعف! تو خود آنرا هر که هست و هر چه هست باید به منی آوری و برای قربانی انتخاب کنی. چه : ذبح گوسفند بجای اسماعیل قربانی است، و ذبح گوسفند به جای گوسفند قصابی!!!

تردید برای دوباره مادر شدن!

مدت‌هاست یک سؤال بزرگ ذهن مرا به خود مشغول کرده؛ آیا برای آوردن فرزند دوم اقدام کنم یا نه؟

ده سالی از زندگی من و همسرم می‌گذرد و در طی این سال‌ها مشکلات زیادی را پشت سر گذاشته‌ایم. الان اوضاع خیلی هم بد نیست یعنی تقریباً خوب است. محیط آرام است و یک کودک 6 ساله داریم. همسرم بعد از مشکلات مالی زیاد، صاحب یک کار ثابت شده. توانسته‌ایم خانه‌دار شویم. البته خیلی هم آش دهن سوزی نیست اما از مستاجری بهتر است. چند ماهی است همسرم برای ادامه تحصیل هم اقدام کرده تا اوضاع کارش بهتر شود. شغلش، خدماتی است و فرزندمان از شغل پدرش راضی نیست و خجالت می‌کشد. مدتی است احساس می‌کنم بد نیست فرزند دیگری داشته باشیم اما هروقت این فکر پررنگ می‌شود، یاد مشکلات مالی‌مان می‌افتم و این‌که خانه ما خیلی کوچک است و از طرف دیگر تصور می‌کنم همسرم خیلی بی‌دست و پاست اما از سوی دیگر تک‌فرزندی را دوست ندارم و تصور می‌کنم داشتن یک فرزند دیگر بهتر از تک‌فرزندی است… به نظر شما برای آوردن فرزند دوم اقدام کنم؟

صفحات: 1· 2

محبت هایی که کمرنگ شده اند!

بحث احترام به والدین، در دین ما خیلی مورد تأکید قرار گرفته و حتی احترام به والدین در کنار پرستش خدا ذکر شده است؛ با وجود این فرهنگ غنی؛ متأسفانه شاهد کم محبتی هایی نسبت به والدین، و تنها گذاشتن آنها در سنین پیری در کنج خانه ها، یا برده شدن آنها توسط فرزندان کم محبت به سرای سالمندان هستیم. بی تردید فراموشی یاد و نام خداوند در جامعه باعث فراموشی خیلی از فضایل اخلاقی از جمله احترام به والدین و رواج کم محبتی به ایشان که مضراتش به خود جامعه بر می گردد، می شود.

دین ما بر خانواده و احترام به بزرگتر، مخصوصاً والدین تأکید دارد. در آیاتی از آیات قرآن کریم راجع به احترام به والدین سخن به میان آمده است. در 4 جا از قرآن کریم، احسان به پدر و مادر در کنار توحید و یکتاپرستی ذکر شده است[1] و در آیاتی هم، تکریم و نیکی به پدر و مادر را از زبان پیامبران الهی نقل می کند[2]

احترام به والدین در همه حال باید حفظ شود؛ حتی اگر کافر باشند (شاید در جامعه مسلمان ما پیدا نشود ولی در اروپا و آمریکا که اقبال به مسلمانی زیاد است از این موارد پیدا می شود) ولی اطاعت از آنها در کارهای ضد دینی به هیچ وجه قابل قبول نیست: «وَ إِنْ جاهَداکَ عَلى أَنْ تُشْرِکَ بِی ما لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ فَلا تُطِعْهُما وَ صاحِبْهُما فِی الدُّنْیا مَعْرُوفاً[لقمان/15] اگر آنها به تو اصرار کنند که مشرک شوى، اطاعتشان مکن، ولى در زندگى دنیا به نیکى با آنها معاشرت نما»!

با وجودی که دین ما دستور داده که هوای والدین را داشته باشیم (والبته آنها هم باید وظایف خود را انجام دهند) ولی متأسفانه در صفحه های حوادث روزنامه ها، گاهی انسان عکس این قضیه را می خواند: «پدری در مشهد دور از خانواده تبدیل به اسکلت شد! جنازه پیرمرد 90 ساله و بازنشسته یک شرکت بزرگ که از فرزندانش در تهران جدا شده و تنها زندگی می کرد 7 ماه پس از مرگش کشف شد»

ادامه »

عشق من بچه ام!

شاید به نظر برسد که بچه بزرگ کردن در این روزگار آسان‌تر از قبل است. این حرف از بعضی لحاظ‌ها درست است، مثلاً دیگر کمتر مادری پیدا می‌شود که مثل قدیم کهنه بچه بشوید یا برای تابستان و زمستان او لباس درست کند. اما در کنار این تسهیلات جدید، پیچیدگی‌هایی هم به جریان پرورش فرزندان اضافه شده است. این پیچیدگی‌ها دلایل زیادی دارند که از مهم‌ترین آن‌ها می‌شود به کاهش تعداد فرزندان و افزایش آگاهی و به دنبال آن افزایش حساسیت والدین نسبت به مسائل بهداشتی و تربیتی و تحصیلی فرزندان اشاره کرد. حساس‌شدن والدین نسبت به فرزندان به قدری دارد در بین ما جا می‌افتد که ایفای نقش‌ هلی‌کوپتر امداد از سوی والدین، به یک انتظار بدیهی، هم از سوی فرزندان و هم از سوی جامعه تبدیل شده است؛ بدون این‌که به نتایج بلندمدت آن توجه کافی شود.

عشق من، بچه ام!

اتفاقات زیادی در زندگی وجود دارند که می‌توانند حال و هوای زندگی را از بیخ و بن عوض کنند. بی‌تردید یکی از مهم‌ترین این اتفاقات، بچه‌دار شدن است. وقتی برای اولین‌بار صدای تپش قلب کوچکش را از دستگاه می‌شنوید یا جسم معلقش را با همه ظرافت‌هایش در قاب نمایشگر می‌بینید، حس دوگانه‌ای به سراغتان می‌آید. از یک طرف دلتان از این خوشی بزرگ غنج می‌رود و از طرف دیگر، ته دلتان با لرزش‌هایی شما را به هول و ولای پاسخ به این پرسش می‌اندازد که «آیا من پدر / مادر شایسته‌ای خواهم بود؟»، « آیا از عهده این مسئولیت بزرگ برخواهم آمد؟». و این سؤال برای تمام عمر در سر شما خواهید چرخید. پاسخ به این سؤال که البته در حد متعادلش نشانه مسؤلیت‌پذیری شماست، می‌تواند سرنوشت فرزندتان را تعیین کند.

ادامه »

آیا برای آوردن فرزند دوم اقدام کنم یا نه

مدت‌هاست یک سؤال بزرگ ذهن مرا به خود مشغول کرده؛ آیا برای آوردن فرزند دوم اقدام کنم یا نه؟

ده سالی از زندگی من و همسرم می‌گذرد و در طی این سال‌ها مشکلات زیادی را پشت سر گذاشته‌ایم. الان اوضاع خیلی هم بد نیست یعنی تقریباً خوب است. محیط آرام است و یک کودک ۶ ساله داریم. همسرم بعد از مشکلات مالی زیاد، صاحب یک کار ثابت شده. توانسته‌ایم خانه‌دار شویم. البته خیلی هم آش دهن سوزی نیست اما از مستاجری بهتر است. چند ماهی است همسرم برای ادامه تحصیل هم اقدام کرده تا اوضاع کارش بهتر شود. شغلش، خدماتی است و فرزندمان از شغل پدرش راضی نیست و خجالت می‌کشد. مدتی است احساس می‌کنم بد نیست فرزند دیگری داشته باشیم اما هروقت این فکر پررنگ می‌شود، یاد مشکلات مالی‌مان می‌افتم و این‌که خانه ما خیلی کوچک است و از طرف دیگر تصور می‌کنم همسرم خیلی بی‌دست و پاست اما از سوی دیگر تک‌فرزندی را دوست ندارم و تصور می‌کنم داشتن یک فرزند دیگر بهتر از تک‌فرزندی است… به نظر شما برای آوردن فرزند دوم اقدام کنم؟

ادامه »
 
ساخت وبلاگ در کوثربلاگ