موضوع: "زنانه"

فرازی بر احوالات زنی که او را سپیده شعر انقلاب نامیدند

شاعری که با اشعار زمانه خود دوران را تحت‌تأثیر خود قرار داد و بیگانه با احوالات مردمش نبود؛ چه آنجا که از پروانه‌ها‌ی شب می‌گوید که تلفیقی است از مردمان آزاده‌اندیش و آزادی‌خواهی که در دوران سخت و سرد پهلوی ادامه‌دهنده راه انسان هستند و چه آنجا که حماسه‌سرای رشادت می‌‌شود و شعر “مسلسل با مسلسل شد برابر/ به خون شویم خونت ای برادر…” را می‌سراید و در قامت شاعر انقلاب و جنگ در عرصه هنر و فرهنگ حضور جدی دارد.

زنی که از سال 1315 تا 1371 عشق و عرفان و تعهد را توأمان با هم زندگی کرد و قلمش بیگانه با درد مردم زمانه نبود. او «سرور اعظم باکوچی» بود که به سپیده کاشانی ملقب شد. یکی از اهالی شهرکاشان و سرای عطر و گلاب و ادب که به زادگاه خويش عجیب عشق مي‌ورزيد و این عشق را به زبان شعر اینچنین بازگو کرده است:

“آه ! اي خفته به دامان کوير
اي نگين تاريخ
من شکفتم در تو
در تو من روييدم
سبز شدم
و به انداره يک قرن بهار
در تو شادي کردم”

صفحات: 1· 2

درباره فاطمه؛ ست‌المشایخ

نام شهید اول، نامی ماندگار در تاریخ فقه و فقاهت شیعه است. مردی از تبار علم و دین و عمل که سال‌ها زندان را به جان خرید و در نهایت نیز به شهادت رسید. مسلماً شمس‌الدین محمد بن الشیخ جمال‌الدین مکی بن احمد عاملی نبطی جزینی، نه تنها نگین خاندان که نگین جبل عامل بود اما این از ارزش و جایگاه سایرین، حتی خانواده شهید، نمی‌کاهد. یکایک افراد خاندان شهید اول، عالمانی بود فاضل و فرهیخته؛ از سه پسر ایشان گرفته تا همسر و دختر او. مسلماً فرزندانی که پدری چون شهید اول دارند و در دامان مادری فاضله چون ام‌علی رشد می‌کنند، جز این هم نمی‌توانند باشند. بانویی دانشمند، پارسا، فقیه و عابد که شهید از او تمجیدها کرده است و زنانی که مسأله و مشکلات خود را به او عرضه می‌داشتند، برای پاسخ به همسرش ارجاع می‌‌داد (1).

 در تکریم و یادبود مقام علمی و دینی و اخلاقی فاطمه، ام‌الحسن همین نکته کافی است که در تشییع او، بیش از هفتاد مجتهد مسلم از جبل عامل در قریه جزّین شركت كردند (2).

شهید مطهری در توصیف او و مادر بزرگوارش می‌نویسد: شهید سه پسر دارد که هر سه از علما و فقها بوده‌اند، همچنان‌که همسرش‏ ام علی و دخترش‏ام الحسن نیز فقیهه بوده‌اند و شهید زنان را در پاره‌ای از مسائل فقهی به این دو بانوی فاضله ارجاع می‌کرده است. در کتاب ریحانة‌الادب می‌نویسد: «بعضی از بزرگان، فاطمه دختر شهید را «شیخه» و«ست المشایخ» یعنی سیدة المشایخ لقب داده‌اند» (3).

فاطمه که عمری شاگردی استادی چون پدر را کرده بود، حال نه تنها در کنار مادر مرجع پاسخگویی به زنان بود، که اجازه روایت نیز داشت؛ در امل الآمل آمده است: آن مخدره عالمه، فاضله، فقيهه، صالحه، و عابده بوده است که من از مشايخ و اساتيد شنيدم مدح و ثناء بر او را. روايت مي‌کند به اجازه از پدرش و از ابن معيّه شيخ پدرش، و پدر بزرگوارش هميشه او را تمجيد می‌کرد و زنان را امر و سفارش مي‌فرمود که به او اقتداء کنند و در احکام خاصه خود و نماز و امثال آن بدو رجوع کنند (4).

صفحات: 1· 2

زنان در متن انقلاب اما در حاشیه تاریخ /قسمت سوم

زنان مبارز و انقلابی در سال 57
مرحوم مرضیه حدیدچی (دباغ)
ﻣﺒﺎرزات و ﻓﻌﺎﻟﻴﺖ‌هاﯼ ﺳﻴﺎﺳﯽ دباغ از ﺳﺎل ١٣٤٠ ﺁﻏﺎز ﻣﯽ ﺷﻮد. او دورادور ﺷﻴﻔﺘﻪ ﺷﺨﺼﻴﺖ ﻣﻌﻨﻮﯼ اﻣﺎم (ره) ﻣﯽ‌شود و ﺑﺎ هداﻳﺖ ﺷﻬﻴﺪ ﺳﻌﻴﺪﯼ ﺑﻪ ﺗﺸﮑﻴﻼت ﺳﻴﺎﺳﯽ وارد ﻣﯽﺷﻮد. ﺑﺎ داﻧﺸﺠﻮﻳﺎن ﻣﺒﺎرز داﻧﺸﮕﺎﻩ ﺗﻬﺮان، داﻧﺸﮕﺎﻩ ﻣﻠﯽ(ﺷﻬﻴﺪ ﺑﻬﺸﺘﯽ)، ﺁرﻳﺎﻣﻬﺮ (ﺻﻨﻌﺘﯽ ﺷﺮﻳﻒ) و ﻋﻠﻢ و ﺻﻨﻌﺖ همکارﯼ و ﺗﻌﺎﻣﻞ داﺷت. روﻧﻮﻳﺴﯽ از ﮐﺘﺎب اﻣﺎم (ره) و ﭘﺨﺶ ﺁن، ﮔﺮﻓﺘﻦ اﻋﻼﻣﻴﻪ‌ها و ﺑﻴﺎﻧﻴﻪ‌هاﯼ ﺁﻳﺎت ﻋﻈﺎم از ﺟﻤﻠﻪ اﻣﺎم (ره) و ﺗﻮزﻳﻊ ﺁن در ﺗﻬﺮان و ﺷﻬﺮﺳﺘان‌ها، ﺗﺸﮑﻴﻞ اردوهاﯼ ﺧﺎﻧﻮادﮔﯽ و ﮐﺎﻧﻮن ﻓﻌﺎﻟﻴﺖ‌هاﯼ ﺳﻴﺎﺳﯽ، ﮐﻪ زنان و مردان در ﺟﻠﺴﺎت ﺑﺤﺚ و ﺗﺸﺮﻳﺢ ﻣﺴﺎﺋﻞ ﺳﻴﺎﺳﯽ ﺷﺮﮐﺖ ﻣﯽﮐﺮدﻧﺪ و ﺑﻪ رﻓﻊ اﺷﮑﺎﻻت ﺳﻴﺎﺳﯽ و دﻳﻨﯽ ﻣﺒﺎدرت ﻣﯽورزﻳﺪﻧﺪ، از ﺟﻤﻠﻪ ﻓﻌﺎﻟﻴت‌هاﯼ اﻳﺸﺎن ﺑﻮد. ﭘﺲ از ﺷﻬﺎدت ﺁﻳﺖ‌اﷲ ﺳﻌﻴﺪﯼ در ﺳﺎل ١٣٤٩ ﺑﻪ ﻣﺒﺎرزﻩ و ﺗﺒﻠﻴﻎ ﺧﻮد ﻋﻠﻴﻪ رژﻳﻢ ﺷﺎﻩ ﺷﺪت ﻣﯽﺑﺨﺸﺪ و در ﺳﺎل ١٣٥٢ دﺳﺘﮕﻴﺮ ﻣﯽﺷﻮد.

ﭘﺲ از ﺷﮑﻨﺠﻪ‌هاﯼ ﺑﺴﻴﺎر در ﮐﻤﻴﺘﻪ ﻣﺸﺘﺮﮎ ﺑﻪ ﻣﺪت ٤٠ روز و ﺑﺎزﯼ‌ﮐﺮدن ﻧﻘﺶ ﻳﮏ زن ﻋﺎﻣﯽ و ﺑﻴﺴﻮاد، زﻧﺪاﻧﯽ ﻣﯽشود. دردﻧﺎﮎ‌ﺗﺮﻳﻦ ﺧﺎﻃﺮﻩ، هنگاﻣﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ دﺧﺘﺮ ﻧﻮﺟﻮاﻧﺶ (رﺿﻮاﻧﻪ) را ﺷﮑﻨﺠﻪ ﻣﯽدهند و از ﻣﺎدر ﺟﺪا ﻣﯽﺳﺎزﻧﺪ. در ﺧﺎﻃﺮاﺗﺶ ﻣﯽﮔﻮﻳﺪ ﺑﻴﺶ از همیشه درد ﮐﺸﻴﺪ، ﻓﺮﻳﺎد ﮐﺸﻴﺪ، ﺧﻮد را ﺑﻪ در و دﻳﻮار ﮐﻮﺑﻴﺪ و ﺗﻨﻬﺎ ﺑﺎ ﺷﻨﻴﺪن ﺁﻳﺎت اﻟﻬﯽ ﺗﻮﺳﻂ ﺁﻳﺖ‌اﷲ رﺑﺎﻧﯽ‌ﺷﻴﺮازﯼ ﮐﻪ ﻧﺰدﻳﮏ ﺳﻠﻮل او ﺑﻮد، ﺗﻮاﻧﺴﺖ ﺁرام شود. او به تقابل اندیشه‌های مختلف در زﻧﺪان از ﮔﺮوﻩ‌هاﯼ ﺳﻴﺎﺳﯽ ﻣﺨﺘﻠﻔﯽ که دﺳﺘﮕﻴﺮ ﺷﺪﻩ‌اﻧﺪ، نیز اشاره می‌کند. در ﺁﻧﺠﺎ ﻧﻴﺰ ﺳﻌﯽ ﻣﯽﮐﻨﺪ ﺑﻪ دﺧﺘﺮان ﭼﭙﯽ (ﻣﺎرﮐﺴﻴﺴﺘﯽ) اﻃﻼﻋﺎت درﺳﺖ دﻳﻨﯽ ﺑﺮﺳﺎﻧﺪ و ﺑﺎ ﺁﻧﻬﺎ اﻳﺠﺎد راﺑﻄﻪ ﻣﻌﻨﻮﯼ ﮐﻨﺪ.

صفحات: 1· 2

زنان در متن انقلاب اما در حاشیه تاریخ / قسمت دوم

زنان در نقش خانواده یک مبارز
پروین سلیحی یکی از همین زنان است. همسر شهید لبافی‌نژاد، از شهدای انقلاب در سال 1354 که به جرم مشاركت در ترور پنج نفر از مستشاران آمريكايي و سران ساواك محكوم به هفت بار اعدام شده بود. سلیحی پيش از انقلاب در سال 1351 وقتي كه فقط 15 سال داشت، با دکتر لبافی‌نژاد ازدواج كرد و زمانی‌که 18 ساله بود و يك فرزند داشت، به خاطر همراهي با همسرش در فعاليت‌هاي سياسي و انجام مبارزات انقلابی، دستگير و محكوم به اعدام شد.

اما محکومیت سليحي با توجه به سن كم او با نظر پزشك قانوني، از اعدام به حبس ابد، و سپس به 2 سال حبس تخفيف يافت. 2 سال را هم در زندان انفرادي به‌سر برد. او بر اثر فشارهاي صليب سرخ در سال 56 آزاد شد. با توجه به اين‌كه در زمان دستگيري دانش‌آموز بود، بعد از آزادي از زندان موفق به اخذ ديپلم شد و تحصيلات دانشگاهي را نيز پس از انقلاب ادامه داده است.

سلیحی از دوران كوتاه زندگي مشترك خود با شهید لبافی‌نژاد خاطراتي بسيار شنيدني دارد و آن دوران را به لحاظ معنوي هنوز بهترين بخش زندگي خود مي‌داند: «من در شرایطی با ایشان قبل از انقلاب ازدواج کردم که طاغوت حاکم بود و در سال‌های ابتدایی دهه 50 تنها عده اندکی آگاهی‌های سیاسی همراه با معرفت دینی برای مقابله با رژیم طاغوت را داشتند که شهید لبافی‌نژاد هم جزو همین دسته از افراد بودند. ایشان که مقلد امام خمینی(ره) بودند، با توجه به دستورات امام، مبارزه را تکلیف شرعی خود می‌دانستند و حتی در سال 1354 که به خاطر فارغ‌التحصیل نمونه بودن در رشته پزشکی دانشگاه تهران، بورس ادامه تحصیل در کشور آمریکا بهشان تعلق گرفت، با استفتا از امام(ره) ترجیح دادند در داخل کشور به مبارزات خود ادامه دهند که فعالیت‌های سیاسی‌شان هم در آن زمان اوج گرفته بود».

صفحات: 1· 2

زنان در متن انقلاب اما در حاشیه تاریخ /قسمت اول

مناسبت‌هایی همچون دهه فجر انقلاب اسلامی، بهترین زمان برای ورق زدن نقش زنان در روزهای سرنوشت‌ساز و تاریخی است. تاریخ اغلب با نگاه مردانه در حال بررسی و تحلیل بوده است. گرچه حضور مردان و رشادت‌ها و فعالیت‌های انقلابی و سیاسی‌شان غیرقابل انکار و چشم‌پوشی است، اما این انتقاد همیشه بر تاریخ وارد است که تاریخ شفاهی آن‌چه در برهه‌های حساسی چون جنگ‌ها یا انقلاب‌ها بر زنان رفته است را اغلب نادیده انگاشته و گرچه نیروی بالقوه زنان در آن بزنگاه‌های تاریخی فعال شده، اما پس از اتمام حادثه، نقش فعال آنان در تاریخ ثبت نشده و مغفول مانده است. در ایران نیز در طول سالیان دراز، رویه فوق کمابیش حاکم بوده است. تنها در سال‌های اخیر و با هزار مشقت، از لابه‌لای اسناد تاریخی دسته اول و غبارگرفته یا گفت‌وگو با آنان که بازمانده‌اند یا بازماندگان آنهایی که در دوران پهلوی فعالیت‌های مبارزاتی داشته‌اند، تاریخ مکتوب و تقریباً روشنی از حضور زنان در سال‌های انقلاب اسلامی ‌به دست آمده، اما باز آنچنان ناچیز و اندک است که همچنان اکثریت مردم عادی حتی نمی‌توانند نام چند تن از این زنان مبارز و فعال در هر یک از برهه‌های تاریخی را بر زبان بیاورند. گرچه نفس انقلاب و اندیشه‌های امام خمینی (ره) در باب مشارکت سیاسی و اجتماعی زنان، خود نقطه‌ای نورانی در دل این سیاهی تاریخ بود، تا شاهد حضور پررنگ‌تر زنان هم در عرصه‌های اجتماعی و هم در عرصه تاریخ شفاهی و مکتوب این سرزمین باشیم.

صفحات: 1· 2

 
ساخت وبلاگ در کوثربلاگ