موضوع: "امام هادی (ع)"

رمزگشانی امام هادی علیه السلام از راز روزهای هفته

8ام مهر, 1394

در میان مردم احادیثی از رسول خدا صلی الله و علیه وآله خوانده می شد که گاه معنای درست آن را نمی دانستند. خوشوقتی ما از این است که شخصی درباره یکی از آن احادیث از امام هادی علیه السلام سوال کرد و باعث بازشدن دریچه  ای از علم الهی بر روی ما شد.

 در زمان ائمه اطهار علیهم السلام در میان مردم احادیثی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله خوانده می شد که گاه مردم معنای درست آن را نمی دانستند.

یکی از این احادیث درباره روزهای هفته و دشمنی کردن با آن بود. خوش وقتی ما از این است که شخصی درباره آن حدیث از امام هادی علیه السلام سوال کرد و به این سبب باعث باز شدن دریچه  ای از علم الهی بر روی ما شد. در اینجا می  خواهیم در این باره سخن بگوییم و ضمناً جریان جالبی از علاقه شیعیان به اهل بیت علیهم السلام را حتی در هنگام خطر نقل  کنیم.

ادامه »

«أنت ولیّنا حقّاً» تو واقعا دوست ما هستی؟!

18ام مهر, 1393

اگر امام هادی علیه السلام این جمله را به شما بفرماید، چه حالی می شوی؟ امام علیه السلام، این جمله را به جناب ابوالقاسم عبدالعظیم حسنی که در ری آرمیده اند، فرمودند. توجّه کنید چرا این سیّد بزرگوار، لیاقت چنین مقام والایی را یافت؟ این بار که توفیق زیارت سیّدالکریم، نصیبت شد، هنگامی که اذن داخل شدن به ضریح نورانی اش را می خوانی، بالا سمت راست را که ببینی، تابلویی کوچک و مستطیل شکل خودنمایی می کند که بر رویش نوشته: «أنت ولیّنا حقّاً»؛ تو واقعا دوست ما هستی.

ادامه »

ويژگى‏هاى اخلاقى امام هادي عليه السلام

18ام مهر, 1393

امام هادى(ع) نمونه‏اى از انسان كامل و مجموعه سترگى از اخلاق اسلامى بود. «ابن شهر آشوب» در اين باره مى‏نويسد:

«امام هادى(ع) خوش‏خوترين و راست‏گوترين مردم بود. كسى كه او را از نزديك مى‏ديد، خوش برخوردترين انسان‏ها را ديده بود و اگر آوازه‏اش را از دور مى‏شنيد، وصف كامل‏ترين فرد را شنيده بود. هرگاه در حضور او خاموش بودى، هيبت و شكوه وى تو را فرا مى‏گرفت و هرگاه اراده گفتار مى‏كردى، بزرگى و بزرگوارى‏اش بر تو پرده در مى‏انداخت. او از دودمان رسالت و امامت و ميراث‏دار جانشينى و خلافت بود و شاخسارى دل نواز از درخت پربرگ و بار نبوت و ميوه سرسبد درخت رسالت …».(1)

امام در تمام زمينه‏هاى فردى، اعم از ظاهرى و اخلاقى، زبانزد همگان بود. «ابن صباغ مالكى» در اين راستا مى‏نگارد:

«فضيلت ابوالحسن، على بن محمد الهادى(ع) بر زمين پرده گسترده و رشته‏هايش را به ستاره‏هاى آسمان پيوسته است. هيچ فضيلتى نيست كه به او پايان نيابد و هيچ عظمتى نيست كه تمام و كمال به او تعلق نگيرد. هيچ خصلت والايى بزرگ نمى‏نمايد مگر آنكه گواه ارزش آن در وى آشكار است. او شايسته، برگزيده و بزرگوار است كه در سرشت والا پسنديده شده است … هر كار نيكى با وجود او رونق يافته. او از نظر شكوه، آرامش، پاكى و پاكيزگى بر اساس روش نبوى و خلق نيكوى علوى آراسته شده كه هيچ فردى از آفريدگان خدا به سان او نيست و به او نمى‏رسد و اميد رسيدن به او را هم ندارد».(2)

نيكو و به جاست اين قسمت از نوشتار، به زيبايى‏هاى طبع او آراسته گردد:

ادامه »

السلام علیک ایها علی بن محمد الهادی النقی

27ام اردیبهشت, 1393

السلام علیک ایها علی بن محمد الهادی النقی

ادامه »

می گوییم ثواب دارد، حاجت می گیریم و ... اما نمیدانیم به توصیه چه کسی انجامش می دهیم

24ام اردیبهشت, 1392

از امام علی النقی (علیه السلام) چند یادگاری برای ما رسیده است که متاسفانه در بین شیعیان نیز غریب و ناشناخته است. خیی از ما این این یادگاری ها را می شناسیم اما نمی دانیم از کجا و چه زمانی به سنت هایمان وارد شده است. می گوییم ثواب دارد، حاجت می گیریم و …

اما نمی دانیم اول بار از طرف چه کسی به انجام آن توصیه شده ایم:

ادامه »

گریه بر داغ شما عین ثواب است ثواب

24ام اردیبهشت, 1392

امام هادی (ع) صبح روز ۱۵ ذی‌حجه سال ۲۱۲ هجری به دنیا آمد‌ و‌ نخستین فرزند پیشوای نهم شیعیان در اطراف مد‌ینه، شهر نورانی پیامبر عظیم الشأن اسلام و در محلی به نام ” صریا ” دیده به جهان گشود؛ نام شریف دهمین امام شیعیان حضرت امام هادی (ع)علی است و مشهورترین القاب ایشان ” نقی ” و ” هادی ” و کنیه‌اش ابوالحسن است.



شعری از سید حمیدرضا برقعی


یادتان هست نوشتم که دعا می خواندم
داشتم کنج حرم جامعه را می خواندم
 
از کلامت چه بگویم که چه با جانم کرد
محکماتِ کلماتِ تو مسلمانم کرد
 
کلماتی که همه بال و پر پرواز است
مثل آن پنجره که رو به تماشا باز است
 
کلماتی که پر از رایحه غار حراست
خط به خط جامعه آیینه قرآن خداست
 
عقل از درک تو لبریز تحیر شده است
لب به لب کاسه ظرفیت من پر شده است
 
همه عمر دمادم نسرودیم از تو
قدر درکِ خودمان هم نسرودیم از تو
 
من که از طبع خودم شکوه مکرر دارم
عرق شرم به پیشانیِ دفتر دارم
 
شعرهایم همه پژمرد و نگفتم از تو
فصلی از عمر ورق خورد و نگفتم از تو  
 
دل ما کی به تو ایمان فراوان دارد
شیرِ در پرده به چشمان تو ایمان دارد
 
بیم آن است که ما یک شبه مرداب شویم
رفته رفته نکند جعفر کذاب شویم

تا تو را گم نکنم بین کویر ای باران!
دست خالیِ مرا نیز بگیر ای باران!
 
من زمین گیرم و وصف تو مرا ممکن نیست
کلماتم کلماتی ست حقیر ای باران!
 
یاد کرد از دل ما رحمت تو زود به زود
یاد کردیم تو را دیر به دیر ای باران!
 
نام تو در دل ما بود و هدایت نشدیم
مهربانی کن و نادیده بگیر ای باران!
 
ما نمردیم که توهین به تو و نام تو شد
ما که از نسل غدیریم، غدیر ای باران!
 
پسر حضرت دریا! دل ما را دریاب
ما یتیمیم و اسیریم و فقیر ای باران!
 
سامرا قسمت چشمان عطش خیزم کن
تا تماشا کنمت یک دل سیر ای باران!
*
بگذارید کمی از غمتان بنویسم
دو سه خط روضه از این درد نهان بنویسم
 
گریه بر داغ شما عین ثواب است ثواب
بار دیگر پسر فاطمه و بزم شراب…

ادامه »

هادی امت

23ام اردیبهشت, 1392

«خدا را پیوسته برای هدایت مردم، حجت‌هاست. امام هادى(ع)، هادى امت و هدایت‌یافته غیب بود.
فروغی که از خورشید وجودش می‌تابید، روشن‌گر افکار و راهنمای مردم بیدار بود. ظلمت حاکم، آن حق مظلوم را به زندان افکند و در حصر نهاد، ولی آن نور زندانى، پیوسته روشنایی می‌بخشید و بر دل‌های محبان حکومت داشت؛ نه با سلاح، که با فلاح؛ نه با قدرت نظامى، که با فضیلت اخلاقى.
سخن‌چینان از جاذبه معنوی و برتری علمی‌اش در آتش حسد می‌‌سوختند و حاکمان، او را رقیب حکومت می‌دانستند. او را از مدینه به سامرا بردند تا مدینه بی‌خورشید بماند و پروانه‌ها، سرگردان و شیعه، پریشان، ولی خلفای کوردل عباسى، کورتر از آن بودند که فروغ جهان‌تاب او را درک کنند.
آنچه او را محبوب دل‌ها ساخته بود، پیوند با خدا، تکیه بر خالق، غنای از مخلوق، وارستگی از دنیا، وابستگی به ابدیت و دلدادگی به عبادت بود.
سلام بر جان روشن و ضمیر فروزانش که با نیایش و نجوا با خدا مأنوس بود و سجاده و سحر، گواه یک عمر تهجد و شب‌زنده‌داری‌اش بود».

سید محمدصادق میرقیصرى

اشتراک گذاری این مطلب!

تدابیر امام عسگری (ع) برای تثبیت امامت حضرت مهدی (عج)

3ام بهمن, 1391

حضرت براى تثبیت امامت حضرت مهدى (عج) از راه‏هاى مختلف استفاده نمود:

1 - تعلیمات وبیانات
موسى بن جعفر بن وهب بغدادى مى‏گوید: از امام عسکرى (علیه السلام) شنیدم که فرمود: «گویا شما را مى‏بینم که در حقّ جانشین من اختلاف خواهید کرد. آگاه باشید! هر کس به امامان بعد از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) اقرار کند ولى منکر فرزند من شود، همانند آن است که به جمیع انبیاى خدا و رسولان او اقرار کرده ولى نبوت محمّد رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را انکار کرده است…».

2- نشان دادن به خواص
احمد بن اسحاق بن سعد اشعرى مى‏گوید: خدمت امام عسکرى (علیه السلام) رسیدم تا از جانشین آن حضرت سؤال کنم. حضرت در ابتدا فرمود: اى احمد بن اسحاق! خداوند تبارک و تعالى هرگز زمین را از زمان خلقت حضرت آدم (علیه السلام) تا روز قیامت، از حجت بر خلق خالى نگذاشته و نخواهد گذاشت. به توسط حجّت است که بلا را از اهل زمین دفع مى‏کند، و به واسطه اوست که باران نازل کرده و برکات زمین را بیرون مى‏آورد.

آن گاه عرض کردم: اى فرزند رسول خدا! امام و خلیفه بعد از شما کیست؟ حضرت فوراً از جا بلند شد و داخل اتاق گشته، در حالى که کودکى به مانند ماه ‏پاره با حدود سه سال بر شانه خود داشت بر من وارد شد و فرمود: «اى احمد بن اسحاق! اگر کرامت تو نزد خداوند عزّوجلّ و نزد حجت‏هاى خداوند نبود این فرزند را بر تو عرضه نمى‏کردم…».

 

منابع:

بحارالأنوار، ج 51، ص 160، ح 6

کمال الدین، ص 385و348، ح 1

اشتراک گذاری این مطلب!

آفتاب در قفس !

30ام دی, 1391

بس كن! از سر شب هرچه گفتى، هيچ نگفتم، منتظر شدم تا خسته شوى و زبان به دهان بگيرى .

زن، دستش را از زير چانه اش برداشت . چارقدش را روى سرش محكم كرد و پاهايش را به طرف ديوار دراز نمود . چگونه مى توانم حرفى را كه چيزى جز حقّ نيست، بر زبان نياورم؟

مرد، دستهايش را زير سرش قلاّب كرد و روى حصير دراز كشيد و پلكهايش را روى هم گذاشت… از زمانى كه از قصر متوكّل بيرون آمده، تمام وقتش را صرف باغ وحش كرده بود.

 دستورى تازه به «نحرير » رسيده بود؛ متوكّل يكى از افراد زندانى را كه با او دشمنى سرسختى داشت، به دست وى سپرده بود تا فردا او را ميان حيوانات درّنده باغ وحش انداخته و براى هميشه خيال خليفه عبّاسى را راحت كند.

وجود اين زندانى، آرامش روحى متوكّل را به كلّى گرفته بود. با اتمام اين كار، پاداش هنگفتى انتظارش را مى كشيد. چشمانش را بازكرد. زن هنوز داشت حرف مى زد …..


*** بخشی از داستان «آفتاب، در قفس» نوشته لیلا اسلامی گویا

متن کامل این داستان را می توانید از اینجا دانلود  کنید.



اشتراک گذاری این مطلب!

دانلود نوحه می سوزد از پا تا سرم ویژه شهادت امام عسکری (ع)

30ام دی, 1391

   دانلود نوحه می سوزد از پا تا سرم ویژه شهادت امام عسکری (ع) با صدای حسن خلج

 

    برای دانلود اینجا را کلیک کنید.

     اندازه 1/48 مگابایت




اشتراک گذاری این مطلب!

عرش خدا مفهوم است یا مکان؟

12ام دی, 1391

 

عرش

همان‌طور که می‌دانیم الفاظ برای بیان مشخصات زندگی محدود و ناچیز ما وضع شده‌اند و نمی‏تواند به درستی بیانگر عظمت خداوند و حتی عظمت مخلوقات بزرگ او باشند، به همین دلیل با استفاده از معانیِ كناییِ این الفاظ شبحی از آن همه عظمت را ترسیم می‏كنیم.

 

و از جمله این الفاظ كلمه «عرش» است كه در لغت به معنی «سقف» یا «تخت پایه بلند» به کار رفته و سپس این كلمه در مورد تخت قدرت خداوند به عنوان عرش پروردگار استفاده شده است.

 

در اینكه منظور از عرش خدا چیست و این كلمه كنایه از چه معنایی می‏باشد مفسران، محدثان و فلاسفه سخن بسیار گفته‏اند:

 

ـ عرش خدا چیزی است كه بشر از درك حقیقت آن عاجز است، و تنها اسمی از آن می‏داند.

 

ـ عرش خدا همان ملك اعلا و كرسی او، فلك كواكب است، و به فرمایش رسول خدا (صلی الله علیه و آله) استدلال كرده‏اند كه فرمودند: «آسمان‏های هفتگانه و زمین‏های هفتگانه در برابر كرسی جز حلقه‏ای در برابر بیابان پهناوری نیست، و كرسی خدا هم در برابر عرش او همین نسبت را دارد»

 

ـ عرش را به معنی «علم بی‌پایان پروردگار» (تفسیر كرده‏اند. تفسیر نمونه، ج‏20، ص: 36)

 

ـ مقصود از آن را «مالكیت و حاكمیت خدا» دانسته‌اند.

 

ـ به معنی هر یك از صفات كمالیه و جلالیه او می‌دانند چرا كه هر یك از این اوصاف بیانگر عظمت مقام او می‏باشد، همان‌گونه كه تخت سلاطین نشانه عظمت آن‌ها است.

 

صحیح آن است که مفهوم «عرش» به صفات ذات پاك پروردگار بازگشت می‏كند و به یك وجود خارجی دلالت ندارد.

 

بعضی از روایاتی كه از طرق اهل بیت (علیه السلام) رسیده نیز همین معنا را تأیید می‏نماید:

 

حفص بن غیاث از امام صادق (علیه السلام) نقل می‏كند كه از امام در باره تفسیر «وَسِعَ كُرْسِیُّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ» سۆال كردند. فرمودند: «منظور علم او است»

 

و در حدیث دیگری از همان امام (علیه السلام) «عرش» را به معنی علمی كه انبیا را بر آن واقف كرده و «كرسی» را به معنی علمی كه هیچ‌كس را از آن آگاه نكرده است تفسیر فرموده است.

منبع: تبیان

اشتراک گذاری این مطلب!

چرا باید نگران سلب توفیق باشیم؟

11ام دی, 1391

سلب توفیق، پیامدها و آثاری دارد که برخی از آنها را در اینجا می آوریم:

1. خودفراموشی

 

محرومیّت از توفیق یاد خدا، موجبِ خودفراموشی زیان بار می گردد. قرآن کریم می فرماید: «نَسوا اللَّهَ فَأَنسَاهُمْ أَنفُسهُمْ »؛ (حشر / 19. ) «خدا را فراموش کردند، و خدا نیز آنها را به خودفراموشی گرفتار کرد

 

2. رویگردانی از خداوند

 

اگر توفیقِ روآوری به خدا از دست رود، دل، از یاد خدا رویگردان می شود. آن چنان که خداوند می فرماید: «فَلَمَّا زَاغُوا أَزَاغَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ »؛ (صف / 5. ) «چون از حق روی گردانیدند، خدا هم دلهای آنان را [از توجّه به حق] گردانید

 

3. محرومیّت معنوی

 

گناه، موجب محرومیّت از موفّقیّتهای معنوی می شود. در روایت آمده است که مردی نزد امیرالمۆمنین علی (علیه السلام) آمد و عرض کرد: مدتی است که از نماز شب محرومم. حضرت فرمود: «گناهان، دست و پایت را بسته اند: «جَاءَ رَجُلٌ اِلَی اَمِیر المُۆمِنِین (علیه السلام)، فَقَالَ یَا اَمِیرَ المُۆمِنِینَ! اِنِّی قَد حُرِمتُ الصَّلَاةَ بِاللَّیلِ … فَقَالَ لَهُ اَمِیرَالمُۆمِنِین: اَنتَ رَجُلٌ قَیَّدَتکَ ذُنُوبُکَ.» (تهذیب الاحکام، شیخ طوسی، تهران، دارالکتب الاسلامیة، 1365، چهارم، ج 2، ص121. )

 

4. تنگدلی

 

سلبِ توفیقِ شرح صدر باعثِ تنگدلی و آلودگی به پلیدیهای معنویِ ایمان گریزانه می گردد.

 

«وَ مَن یُرِدْ أَن یُضِلَّهُ یجْعَلْ صدْرَهُ ضیِّقاً حَرَجاً كَأَنَّمَا یَصعَّدُ فى السمَاءِ كذَلِك یجْعَلُ اللَّهُ الرِّجْس عَلى الَّذِینَ لا یُۆْمِنُونَ»؛ (انعام / 125.) «و آن کس را که (به خاطر اعمال خلافش) بخواهد گمراه سازد، سینه اش را آن چنان تنگ می گرداند که گویا می خواهد به آسمان بالا برود، این چنین خداوند پلیدی را بر افرادی که ایمان نمی آورند، قرار می دهد

 

5. کوردلی (وبی بصیرتی)

 

غرق بودنِ کافران، منافقان و گنهکاران در گناهان باعث می شود که قلبشان به تدریج همچون صخره های سیاه، در دلِ شبهای ظلمانی، سیاه و سیاه تر شود و نیروی درک و تشخیصشان از حقیقت، مختل گردد و بر چشم و گوش و فکر و دلشان پرده بیفتد و به کوردلی مبتلا گردند و نتوانند حقّ و حقیقت را دریابند. «خَتَمَ اللَّهُ عَلى قُلُوبِهِمْ وَ عَلى سمْعِهِمْ وَ عَلى أَبْصرِهِمْ غِشوَةٌ وَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِیمٌ»؛ (بقره / 7.) «خدا بر دلهایشان مهر زده و بر گوش و چشم هایشان پرده ای است و ایشان عذابی عظیم دارند

 

6. گناه گرایی روزافزون

 

پیامبر خدا(صلی الله علیه وآله) فرمود: «اِنَّ المَعَاصِیَ یَستَولی بِهَا الخِذلَانُ عَلَی صَاحِبِهَا حَتَّی تُوقِعَهُ بِمَا هُوَ اَعظَمُ مِنهَا؛ (مجموعه ورام، ج 2، ص 102. ) به وسیله گناهان، خذلان (و سلب توفیق) بر گنهکار مستولی می شود تا جایی که او را در گناهان بزرگ تر می اندازد

 

7. شقاوت و بدبختی

 

همان طور که گفتیم امام صادق(علیه السلام) دربارهء کلام خدای عزّ وجلّ: «قَالُوا رَبُّنَا غَلَبَت عَلَینَا شِقوَتُنَا»؛ «پروردگارا شقاوتِ ما بر ما چیره گشت، فرمود: «بِاَعمَالِهِم شَقَوا؛ (التوحید، محمد بن علی بن بابویه، شیخ صدوق، ترجمه: محمدعلی سلطانی، ص 553، ح 2.)به وسیلهء عملهایشان بدبخت شدند.» سلب توفیقِ اعمال صالح، موجب ناشایستگی و شقاوت می گردد.

اشتراک گذاری این مطلب!

چه عواملی منجر به سلب توفیقات می شود؟

8ام دی, 1391

 

1. فراموشی خداوند

 

خداوند می فرماید: «نَسوا اللَّهَ فَأَنْسَاهُمْ أَنفُسهُمْ »؛ (حشر / 19. ) «خدا را فراموش کردند، و خدا نیز آنها را به خود فراموشی گرفتار کرد.» از یاد بردن خدا، زمینه و عاملِ از دست دادنِ بسیاری از توفیقات الهی است که در پرتو یادِ خدا قابل دست یابی است.

 

2. تردید داشتن

 

تردید، نشانهء بی بصیرتی، بی ایمانی و عاملِ بی توفیقی است. خداوند می فرماید: «إِنَّمَا یَستَئْذِنُك الَّذِینَ لا یُۆْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الاَخِرِ وَ ارْتَابَت قُلُوبُهُمْ فَهُمْ فى رَیْبِهِمْ یَترَدَّدُونَ»؛ (توبه / 45. ) «تنها کسانی از تو اجازه (ماندن در مدینه) می گیرند که ایمان به خدا و روز آخرت ندارند و قلبشان در شک و تردید است. لذا آنان در تردید خود سرگردانند

 

بصیرت افزایی، عاملی تردیدزا و ایمان افزا و توفیق آفرین است.

 

 

 

3. معصیت و نافرمانی (فسق: خروج از زی بندگی الهی)

 

خداوند در قرآن می فرماید: «مَن یَعْصِ اللَّهَ وَ رَسولَهُ فَقَدْ ضلَّ ضلَلاً مُّبِیناً»؛ (احزاب / 36. ) «هر کس خدا و رسولش را نافرمانی کند، به ضلالتی آشکار گمراه شده است.» گناه و نافرمانی، موجب سلبِ توفیقِ هدایت و باعث گمراهی می گردد.

 

خداوند ضرب المثلی مطرح می نماید و سپس می فرماید: «یُضِلُّ بِهِ كثِیراً وَ یَهْدِى بِهِ كَثِیراً وَ مَا یُضِلُّ بِهِ إِلا الْفَسِقِینَ»؛ (بقره / 26. ) «خداوند به وسیله آن [ضرب المثل] گروهی را گمراه و گروهی را هدایت می کند، امّا جز فاسقان (نافرمانان) را گمراه نمی سازد.» در این آیه، سرچشمهء اضلال الهی، فسق و خروج از اطاعت و فرمان الهی شمرده شده است. اگر گناه نکنیم، توفیقاتمان سلب نمی شود.

 

4. کفر (انکار حقایق دینی و تغییر نعمتهای خداوند)

 

قرآن کریم می فرماید: «وَ اللَّهُ لا یَهْدِى الْقَوْمَ الْكَفِرِینَ»؛ (بقره / 264. ) «خداوند، کافران را هدایت نمی کند.» در این آیه، کفر، زمینه سازِ سلب توفیق و عاملِ گمراهی معرفی شده است.

 

5. ظلم (خروج از عدالت و حدّ وسط)

 

قرآن کریم می فرماید: «وَ اللَّهُ لا یهْدِى الْقَوْمَ الظلِمِینَ»؛ (بقره / 258. ) «خداوند قوم ستمگر را هدایت نمی کند.» یعنی، ظلم زمینه سازِ سلب توفیق و موجب محرومیّت از هدایتِ الهی می شود.

 

6. اعمال ناشایست

 

امام صادق (علیه السلام) دربارهء کلام خدای عزّ وجلّ: «قَالُوا رَبَّنَا غَلَبَت عَلَیْنَا شِقْوَتُنَا وَ كنَّا قَوْماً ضالِّینَ»؛ (مۆمنون / 106. ) «گفتند: پروردگارا شقاوتِ ما بر ما چیره گشت.» فرمود: «بِاَعمَالَهُم شَقَوا» به وسیلهء عملهایشان بدبخت شدند

 

بنابراین با اعمال شایسته، توفیق سعادت نصیب ما می شود و از ما سلب نمی گردد.

منبع: تبیان

اشتراک گذاری این مطلب!

به مناسبت میلاد امام هادی (ع)

9ام آبان, 1391

چندی پیش یکی از طلاب مدرسه علمیه حضرت فاطمه (س) تهران در محکومیت توهین به این امام بزرگوار اقدام به راه اندازی وبلاگ اما هادی (ع) نمود

این وبلاگ حاوی مطالب بسیار مفیدی درباره سيره اجتماعي، فرهنگي، سياسي امام هادي (ع) است.

به مناسبت میلاد این امام بزرگوار بازدید از این وبلاگ را به دوستاران این امام همام توصیه می کنم.

امام هادی (ع)

***امام هادي عليه السلام غريب است. شايد به غربت سيد الشهداء. او همواره در زندگي و پس از زندگي در اسارت بود و در پادگان نظامي! ليكن او امام آزاده مسلمين است و ولايتش بر جان ها مي نشيند.***

اشتراک گذاری این مطلب!

سيره اجتماعي، فرهنگي، سياسي امام هادي

9ام آبان, 1391


«سيره اجتماعي، فرهنگي، سياسي امام هادي » عنوان پايان‌نامه سطح دو (كارشناسي) خديجه صفاهاني طلبه مدرسه‌ي علميه‌ي حضرت فاطمه (سلام الله عليها) است که به راهنمایی استاد گراندر سركار خانم سياح در تابستان 1386  تهيه، تنظيم و دفاع شده است.

چكيده

اين پژوهش پيرامون سيره اجتماعي، فرهنگي و سياسي امام هادي (عليه السلام)  مي‌باشد.
يكي از اصول دين شيعه، امامت است و معرفت و قبول اين اصل جز از راه تحقيق و بررسي و شناخت امامان ميسر نمي‌باشد، از اين رو ضرورت بررسي و معرفت پيدا كردن درباره‌ي امام هادي (عليه السلام) ، واضح و ضروري مي‌نمايد.
اين پژوهش در محدوده‌ي زندگي امام هادي (عليه السلام)  كه شامل سيره اجتماعي، فرهنگي و سياسي ايشان مي‌شود، قرار گرفته و در آن سعي شده است كه به گونه‌اي جامع به ابعاد گوناگون زندگي امام هادي (عليه السلام)  پرداخته شود. در بعد اجتماعي به معرفي امام پرداخته شده كه در آن به پدر و مادر امام، تاريخ ولادت و نام و القاب و فرزندان ايشان اشاره شده است. همچنين ويژگي‌هاي امام از جمله حرز حافظ ايشان و نقش نگين و سيماي امام مورد بررسي قرار گرفته است. در بعد اجتماعي، به بررسي شخصيت امام (عليه السلام)  در جامعه نيز پرداخته شده است و در آن به عصمت، علم و عبادت امام پرداخته و در آخر از اظهار نظر نويسندگان بزرگ درباره شخصيت امام استفاده شده است.
در بعد فرهنگي، قدرت و نفوذ و رهبري امام هادي (عليه السلام)  در بين مردم و گسترش نهضت‌ها در زمان امام (عليه السلام) ، مورد توجه قرار گرفته است. و مبارزات امام با بدعت‌هاي زمان حيات امام در بعد اجتماعي درخشندگي خاصي دارد كه مبارزه با بدعت‌هايي چون غلات، واقفيه و صوفيه مورد بررسي قرار گرفته است و فتنه خلق قرآن و تحريف قرآن نيز از دغدغه‌هاي امام هادي (عليه السلام)  در طول حيات پربركتشان بوده است.
امام هادي (عليه السلام)  در زندگي فرهنگي خود، فعاليت‌هاي علمي فراواني داشته‌اند. تاسيس حوزه علميه در مدينه، تدوين كتب و تفسير بزرگ امام هادي (عليه السلام)  بر قرآن، از جمله فعاليت‌هاي علمي امام (عليه السلام)  مي‌باشد.
در اين بخش اصحاب و شاگردان خاص امام معرفي گرديده است. و سخنان گهربار
امام (عليه السلام)  آورده شده است. فضائل و كرامات فراواني از امام در تاريخ ذكر شده است كه در بخش سيره فرهنگي امام هادي (عليه السلام)  به آن اشاره شده است.
در بعد سياسي، ابتدا به دلايل امامت امام هادي (عليه السلام)  پرداخته شده است و پس از آن وضعيت امام در دوره خلفاي معاصر حياتشان مورد بررسي قرار گرفته است. وضع شيعيان و رابطه سياسي امام با شيعيان از ديگر بحث‌هاي اين بخش مي‌باشد. و شهادت امام (عليه السلام)  بحث پاياني اين پژوهش مي‌باشد كه به دنبال آن به بررسي حرمين عسكريين پرداخته شده است.
منابع مورد استفاده در اين پژوهش، كتب تاريخي مي‌باشد و همچنين در آن از كتبي كه به زندگي‌نامه و سيره اهل بيت (عليهم السلام) پرداخته، بهره جسته است؛ و روش جمع‌آوري مطالب كتابخانه‌اي مي‌باشد.

اشتراک گذاری این مطلب!

بررسی شخصیت امام هادی(ع) توسط آیت الله سبحانی

6ام تیر, 1391

مقام امامت مقام بزرگ و رسایی است. در حقیقت امامت استمرار مقام نبوت است و تمام مسئولیت‌هایی كه بر عهده‌ پیامبر بوده، همه‌ آن مسئولیت‌ها بر عهده‌ امام نیز می‌باشد، با این تفاوت كه نبیّ مورد وحی است و وحی الهی بر او نازل می‌شود و پایه‌گذار دین است، اما امام مورد وحی نیست.

 امام مفاهیم دین را بیان می‌كند و پرسش‌های نو را پاسخ می‌دهد و درباره‌ زندگی مردم قوانین درستی را تبیین می‌كند، امر به جهاد می‌كند و هكذا و هكذا.

بنابراین كسانی كه مقام امامت را یك مقام انتخابی مردمی تصور می‌كنند، بدانند امامت یك مقام الهی و انتصابی است نه انتخابی و امام با رسول جز در همان جهت كه عرض كردم، فرقی ندارد.

ادامه »

غزلی نذر مظلومیت نام امام هادی (ع)

11ام خرداد, 1391

غربت نام تو را اندوه باران گریه کرد

با سر انگشتم نوشتم آه …باران گریه کرد

پشت شرمِ شیشه جاری شد خرامان گریه کرد

تیرگی‌ها را که باران از نگاهِ گریه شست

شاعری مهمان دریا شد پریشان گریه کرد

در هجوم کشف‌های ناگهانی گر گرفت

شعله زد چشم غزل چون دید قرآن گریه کرد

تا که پرسیدم چرا نام تو کمتر خوانده‌اند

چشم ماهی‌های دریا در بیابان گریه کرد

آه ای دریای نور ای مهربان ای لطف محض

در جوابم یک حرم، در خاک و ویران گریه کرد

هادی ای مظلوم  گمنامِ تبارِ فاطمه

غربتِ نامِ تو را اندوهِ باران گریه کرد

 

شاعر:کاظم رستمی

 

اشتراک گذاری این مطلب!

ناگفته های تکان دهنده ای از شاهین نجفی

8ام خرداد, 1391


پیام فضلی نژاد درباره ماهيت و پيشينه شاهين نجفي خواننده هتاك به امام هادي (ع) گفت: «شاهین نجفی» خواننده و سازنده کلیپ موهن علیه امام هادی(ع) که از دوره اصلاحات به راه‌اندازی گروه‌های موسیقی زیرزمینی در رشت و تهران پرداخت، یک «همجنس‌باز» است که به سبب اشاعه فحشا و فساد با شکایت شاکیان خصوصی شامل چند خانواده، دو بار در ایران دستگیر شد و سال ۱۳۸۴ از ترس مجازات سنگین کیفری به آلمان گریخت.

 

نجفی به سرعت با پسمانده‌های گروهک‌های ترویستی مانند «سازمان فدائیان خلق» و «سازمان مجاهدین» پیوند خورد و با پیوستن به گروه «تپش ۲۰۱۲» در تجمعات این گروهک‌های تروریستی علیه ایران در شهرهای «استکهلم» در سوئد و «اسن» در آلمان حضور یافت و به اجرای کنسرت در میتینگ‌های منافقین پرداخت.

ادامه »

دعایی که اجابتش را امام هادی علیه السلام تضمین کرده اند

8ام خرداد, 1391

امام هادی(علیه السلام) آنقدر مهربان است و آنقدر برای زائران و دوستداران و شیعیان خیر می‌خواهند که فرمودند: از خدا خواسته‌ام که هر کس این دعا را در کنار قبر من بخواند ناامید برنگردد :یا عُدَّتى عِنْدَ الْعَُدَدِ وَ یا رَجآئى وَالْمُعْتَمَدَ وَ یا كَهْفى وَالسَّنَدَ یا واحِدُ یا اَحَدُ وَ یا قُلْ هُوَ اللَّهُ اَحَدٌ اَسْئَلُكَ الّلهُمَّ بِحَقِّ مَنْ خَلَقْتَ مِنْ خَلْقِكَ وَلَمْ تَجْعَلْ فى خَلْقِكَ مِثْلَهُمْ اَحَداً صَلِّ عَلى جَماعَتِهِمْ وَافْعَلْ بى كَذا وَ كَذا ؛

اى ذخیره من در برابر ذخیره‌ها و اى امید من و تكیه‌گاهم و اى پناهگاه، و پشت و پناهم اى یگانه‌اى یكتا و اى كه درباره خود فرمودى: بگو خدا یكى است، از تو خواهم. خدایا به حق هر كس از آفریدگانت خلق كردى و هیچ كس را مانند آنها در میان آفریدگانت قرار ندادى درود فرست بر گروه آنها و درباره من چنین و چنان كن.(در اینجا حاجات خود را بگویید)»
مفاتیح الجنان

اشتراک گذاری این مطلب!

هادی نت!

6ام خرداد, 1391

نخستین شبکه اجتماعی هادی نت روز پنج شنبه راه اندازی و همزمان با سالروز شهادت ایشان به صورت رسمی رونمایی شد.

راه اندازی این شبکه اجتماعی که در پی توهین به ساحت مقدس امام دهم شیعیان امام علی النقی (ع) صورت گرفته توسط مرکز توسعه فناوری اطلاعات و رسانه های دیجیتال وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بوده و ضمن پرداختن به مسائل مذهبی و دینی نگاهی ویژه به موضوع اهل بیت خواهد داشت.

اشتراک گذاری این مطلب!

«دانستنی های امام هادی علیه السلام»

6ام خرداد, 1391

کتاب زیبا و خواندنی «دانستنی های امام هادی علیه السلام»، کاری از واحد تحقیقات مرکز تحقیقات رایانه ای قائمیه اصفهان می باشد که شامل بخش های متنوع و مفید گوناگونی است.

این کتاب را می توانید از اینجا دانلود کنید.

اشتراک گذاری این مطلب!

از امام علی النقی علیه‌السلام چه می‌دانیم؟

6ام خرداد, 1391

حضرت امام علی النقی علیه السلام در سال 214 هجری قمری و ظاهرا در مدینه به دنیا آمده اند. آن بزرگوار در سن شش سالگی و پس از شهادت پدرشان امام جواد (220 ه ) به امامت رسیدند و تا سال 254 ه – و به مدت 34 سال – عهده دار این منصب سترگ الهی بودند.

مادر ایشان بنابر مشهور سمانه نام دارد. از امام، چهار پسر و یک دختر باقی ماندند: امام حسن عسکری، حسین ، محمد و جعفر - معروف به کذاب – و عَلیّه. فعلا به این چند سطر درباره حیات شخصی ایشان بسنده می کنم.

حکّام زمانه امام دهم

امام هادی در طول دوران امامتشان با 6 نفر از خلفاء عباسی معاصر بودند: معتصم عباسی (م 227 ه ) واثق(م 232 ه ) متوکل(م 247 ه ) منتصر (م 248 ه ) مستعین(م 251 ه ) معتز (م 255 ه ) که در این میان دوران متوکل عباسی هم به لحاظ طول زمان و هم به لحاظ ثبات حکومت عباسی دارای جایگاه خاصی است.

می دانیم که متوکل دشمنی خاصی با اهل بیت علیهم السلام داشته است و به ویژه نسبت به امیرالمومنین بی ادبی می کرده است. اساسا تبعید امام هادی علیه السلام از مدینه به سامرا و تحت نظر قراردادن ایشان در آن جا از اقدامات متوکل برای کنترل حضرت قلمداد میشود. شواهد بسیاری بر این مدعی است، از جمله تصریح سبط ابن جوزی بر این مطلب. او از قول دانشمندان تاریخ نقل می کند که متوکل به یحیی بن هرثمة گفت: ( اذهب الی المدینة و انظر فی حاله و اشخصه الینا ).

تاریخ انتقال حضرت سال243 بوده است و همانگونه که شیخ مفید تصریح فرموده ده سال و چند ماه در اقامت جبری به سر می بردند. (هر چند سبط ابن جوزی آن را 20 سال و 9 ماه ذکر کرده است. )

ادامه »

دعایی که رَدخور ندارد

6ام خرداد, 1391

مرحوم شیخ طوسى و برخى دیگر از بزرگان آورده اند:

شخصى به نام ابوالحسن ، محمّد بن احمد به نقل از عمویش حكایت نماید:

روزى از روزها به قصد دیدار و ملاقات حضرت ابوالحسن ، امام هادى علیه السلام حركت كردم و چون بر آن حضرت وارد شدم عرضه داشتم : خلیفه ، سهمیّه و جیره مرا به اتّهام این كه از اطرافیان و دوستان شما مى باشنم ، قطع كرده اند.

پس چنانچه ممكن باشد، از او بخواهید كه سهمیّه مرا برگرداند، قبول مى كند؛ و همانند گذشته كمك هاى خود را نسبت به من پرداخت مى نماید.

حضرت در جواب فرمود: انشاءاللّه درست خواهد شد.

پس به منزل خود بازگشتم و چون شب فرا رسید، شخصى درب منزل آمد و دقّ الباب كرد، وقتى درب منزل را گشودم ، دیدم كه فتح بن خاقان مأمور متوكّل ایستاده است ، هنگامى كه چشمش به من افتاد، گفت : در منزل خود چه مى كنى ؟

زود باش ، كه خلیفه تو را احضار كرده است ، پس به همراه او راهى دربار متوكّل شدیم و چون بر او وارد شدیم دیدم نشسته است و منتظر من مى باشد.

پس همین كه چشمش به من افتاد، اظهار داشت : اى ابوموسى ! ما همیشه به یاد تو هستیم ؛ لیكن تو ما را فراموش كرده اى ، اكنون بگو كه از ما چه طلب دارى ؟

گفتم : كمك هاى گوناگونى كه تاكنون بر من مى شده است ، آن ها را قطع نموده اند؛ پس دستور داد كه كمك ها و سهمیّه من همانند سابق و بلكه چند برابر افزایش و پرداخت شود.

سپس از نزد خلیفه خداحافظى كرده و بیرون آمدیم ؛ و به فتح بن خاقان گفتم : آیا علىّ بن محمّد هادى علیهما السلام امروز اینجا آمده است ؟

اظهار داشت : خیر.

گفتم : آیا نامه اى براى خلیفه نوشته است ؟

پس جواب داد: خیر.

بعد از آن ، راهى منزل خویش گشتم و فتح بن خاقان نیز به دنبال من آمد و گفت : شكّى ندارم كه تو از حضرت ابوالحسن ، امام هادى علیه السلام تقاضا كرده اى كه برایت دعا نماید و دعاى آن حضرت مستجاب شده است ، پس خواهش مى كنم كه از او تقاضا كنى تا براى من نیز دعا نماید.

هنگامى كه به محضر مبارك امام هادى علیه السلام وارد شدم و سلام كردم ، فرمود: اى ابوموسى ! آیا مشكلت برطرف شد و خوشحال گردیدى ؟

عرضه داشتم : بلى ، یاابن رسول اللّه ! اى سرورم ! به بركت دعاى شما راضى و قانع شدم .

سپس حضرت نیز مرا مخاطب قرار داد و فرمود:

خداوند متعال نسبت به ما اهل بیت - عصمت و طهارت - آگاه است كه ما در مشكلات به غیر از او رجوع نمى كنیم ، همچنین در ناملایمات و گرفتارى ها فقط به او توكّل و تكیه مى نماییم ، بنابر این هرگاه تقاضا و خواسته اى داشته باشیم خداوند متعال از روى لطف و تفضّل مستجاب مى نماید.

بعد از آن ، به حضرت عرضه داشتم : فتح بن خاقان به من التماس دعا گفت ، كه از شما تقاضا كنم تا برایش دعا نمائى .

امام علیه السلام فرمود: فتح در ظاهر با ما دوستى مى نماید ولى در واقع از ما بیگانه است ، ما براى كسى دعا مى كنیم كه خالص ، تحت فرمان خداوند سبحان باشد و اِقرار و اعتقاد به نبوّت حضرت محمّد مصطفى صلى الله علیه و آله داشته ؛ و نیز اعتراف به حقوق ما اهل بیت رسالت داشته باشد.

سپس حضرت افزود: من براى تو دعا كردم و خداوند متعال آن را مستجاب گرداند.

در پایان از آن حضرت ، تقاضا كردم و عرضه داشتم :

یاابن رسول اللّه ! چنانچه ممكن باشد، دعائى را به من تعلیم نما كه هرگاه بخوانم ، دعایم مستجاب شود؟

پس حضرت فرمود: این دعائى را كه به تو تعلیم مى دهم ، من خود زیاد مى خوانم و از خداوند متعال خواسته ام ، كه هر كس آن را بخواند ناامید نگردد:

«یـا عـُدَّتـى عِنْدَ الْعُدَدِ وَ یا رَجائى وَ الْمُعْتَمَدُ وَ یا كَهْفى وَ السَّنَدُ وَ یا واحِدُ یا اَحَدُ یاقُل هُوَ اللّهُ اَحَدٌ اَسْئَلُكَ بِحَقِّ مَنْ خَلَقْتَهُ مِنْ خَلْقِكَ وَ لَمْ تَجْعَلْ فِى خَلْقِكَ مِثْلَهُمْ اَحَدَا اَنْ تُصَلِّىِ عَلَیْهِمْ وَ تَفْعَلَ بى كَیْتَ وَ كَیْتَ».

 منبع: أمالى شیخ طوسى ، ج 1، ص 291؛ مدینة المعاجز، ج 7، ص 436، ح 2437؛ بحارالا نوار، ج 50، ص 127، ح 5 (نقل از کتاب «چهل داستان و چهل حدیث از امام هادی علیه السلام»، عبدالله صالحی).

اشتراک گذاری این مطلب!

روایتی خواندنی درباره امام هادی علیه السلام

4ام خرداد, 1391

شخصی به نام ابوالحسن، محمّد بن احمد به نقل از عمویش حکایت نماید:
روزی از روزها به قصد دیدار و ملاقات حضرت ابوالحسن، امام هادی علیه‌السلام حرکت کردم و چون بر آن حضرت وارد شدم عرضه داشتم: خلیفه، سهمیّه و جیره مرا به اتّهام این که از اطرافیان و دوستان شما می باشم، قطع کرده‌اند.

پس چنانچه ممکن باشد، از او بخواهید که سهمیّه مرا برگرداند، قبول می‌کند؛ و همانند گذشته کمک‌های خود را نسبت به من پرداخت می‌نماید.

حضرت در جواب فرمود: انشاء الله درست خواهد شد. پس به منزل خود بازگشتم و چون شب فرا رسید، شخصی درب منزل آمد و دقّ الباب کرد، وقتی درب منزل را گشودم، دیدم که فتح بن خاقان ماء مور متوکّل ایستاده است، هنگامی که چشمش به من افتاد، گفت: در منزل خود چه می‌کنی؟

زود باش، که خلیفه تو را احضار کرده است، پس به همراه او راهی دربار متوکّل شدیم و چون بر او وارد شدیم دیدم نشسته است و منتظر من می‌باشد.

پس همین که چشمش به من افتاد، اظهار داشت: ای ابوموسی! ما همیشه به یاد تو هستیم؛ لیکن تو ما را فراموش کرده ای، اکنون بگو که از ما چه طلب داری؟


گفتم: کمک‌های گوناگونی که تاکنون بر من می‌شده است، آن‌ها را قطع نموده‌اند؛ پس دستور داد که کمک‌ها و سهمیّه من همانند سابق و بلکه چند برابر افزایش و پرداخت شود.

در پایان از آن حضرت، تقاضا کردم و عرضه داشتم: یا ابن رسول اللّه! چنانچه ممکن باشد، دعائی را به من تعلیم نما که هرگاه بخوانم، دعایم مستجاب شود؟ پس حضرت فرمود: این دعائی را که به تو تعلیم می‌دهم، من خود زیاد می‌خوانم و از خداوند متعال خواسته‌ام، که هرکس آن را بخواند ناامید نگردد

سپس از نزد خلیفه خداحافظی کرده و بیرون آمدیم؛ و به فتح بن خاقان گفتم: آیا علیّ بن محمّد هادی علیه‌السلام امروز اینجا آمده است؟


اظهار داشت: خیر.

گفتم: آیا نامه ای برای خلیفه نوشته است؟


پس جواب داد: خیر.


بعد از آن، راهی منزل خویش گشتم و فتح بن خاقان نیز به دنبال من آمد و گفت: شکّی ندارم که تو از حضرت ابوالحسن، امام هادی علیه‌السلام تقاضا کرده ای که برایت دعا نماید و دعای آن حضرت مستجاب شده است، پس خواهش می‌کنم که از او تقاضا کنی تا برای من نیز دعا نماید.


هنگامی که به محضر مبارک امام هادی علیه‌السلام وارد شدم و سلام کردم، فرمود: ای ابوموسی! آیا مشکلت برطرف شد و خوشحال گردیدی؟


عرضه داشتم: بلی، یا ابن رسول اللّه! ای سرورم! به برکت دعای شما راضی و قانع شدم.


سپس حضرت نیز مرا مخاطب قرار داد و فرمود: خداوند متعال نسبت به ما اهل بیت - عصمت و طهارت - آگاه است که ما در مشکلات به غیر از او رجوع نمی‌کنیم، همچنین در ناملایمات و گرفتاری‌ها فقط به او توکّل و تکیه می‌نماییم، بنابراین هرگاه تقاضا و خواسته ای داشته باشیم خداوند متعال از روی لطف و تفضّل مستجاب می‌نماید. بعد از آن، به حضرت عرضه داشتم: فتح بن خاقان به من التماس دعا گفت، که از شما تقاضا کنم تا برایش دعا نمایی.


امام علیه‌السلام فرمود: فتح در ظاهر با ما دوستی می‌نماید ولی در واقع از ما بیگانه است، ما برای کسی دعا می‌کنیم که خالص، تحت فرمان خداوند سبحان باشد و اِقرار و اعتقاد به نبوّت حضرت محمّد مصطفی صلی الله علیه و آله داشته؛ و نیز اعتراف به حقوق ما اهل بیت رسالت داشته باشد. سپس حضرت افزود: من برای تو دعا کردم و خداوند متعال آن‌را مستجاب گرداند.

خداوند متعال نسبت به ما اهل بیت - عصمت و طهارت - آگاه است که ما در مشکلات به غیر از او رجوع نمی‌کنیم، همچنین در ناملایمات و گرفتاری‌ها فقط به او توکّل و تکیه می‌نماییم، بنابراین هرگاه تقاضا و خواسته ای داشته باشیم خداوند متعال از روی لطف و تفضّل مستجاب می‌نماید. بعد از آن، به حضرت عرضه داشتم: فتح بن خاقان به من التماس دعا گفت، که از شما تقاضا کنم تا برایش دعا نمایی


در پایان از آن حضرت، تقاضا کردم و عرضه داشتم: یا ابن رسول اللّه! چنانچه ممکن باشد، دعائی را به من تعلیم نما که هرگاه بخوانم، دعایم مستجاب شود؟


پس حضرت فرمود: این دعائی را که به تو تعلیم می‌دهم، من خود زیاد می‌خوانم و از خداوند متعال خواسته‌ام، که هرکس آن را بخواند ناامید نگردد:

*یا عُدَّتی عِندالعُدَد وَ یَا رَجَائِی وَ الْمُعْتَمَدُ وَ یَا کهفی وَ السَّنَدُ وَ یَا وَاحِدُ وَ یَا أَحَدُ وَ یَا قُلْهُوَ اللَّهُ أَحَدُ أَسْئَلَکَ اللَّهُمَّ به حقِّ مَنْ خَلَقْتَهُ مِنْخَلْقِکَ وَ لَمْ تَجْعَلْ فِی خَلْقِکَ مِثْلَهُمْ أَحَداً انَّ تُصَلَّیعَلَیْهِمْ وَ انَّ تَفْعَلْ بِی (کَذَا وَ کَذَا).«ای ذخیره من به هنگام شمارش ذخیره‌ها و ای امید من و تکیه گاهم و ای پناهگاه و ملجاءام ای یکی و ای یکتا و ای قل هو الله احد خدایا از تو می‌خواهم به حق کسانی که خلقشان کردی واحدی از خلقت همسان ایشان نیست اینکه برایشان درود فرستی و برای من فلان حاجت را برآوری»

اشتراک گذاری این مطلب!

لیبکی به امام هادی (ع)

2ام خرداد, 1391

 

اشتراک گذاری این مطلب!

امام هادی (ع) در کلام رهبرمعظم انقلاب

31ام اردیبهشت, 1391


شيعه در دوران حضرت هادى و حضرت عسكرى (عليهماالسّلام) و در آن شدت عمل روزبه‌روز وسعت پيدا كرد؛ قوى‌تر شد.

پادگانی به نام سامرا

حضرت هادى عليه‌السّلام چهل‌ودو سال عمر كردند كه بيست سالش را در سامرا بودند؛ آن‌جا مزرعه داشتند و در آن شهر كار و زندگى مى‌كردند. سامرا در واقع مثل يك پادگان بود و آن را معتصم ساخت تا غلامان كه از.. سمرقند و از همين منطقه‌ى مغولستان و آسياى شرقى آورده بود، در سامرا نگه دارد. اين عده چون تازه اسلام آورده بودند، ائمه و مؤمنان را نمى‌شناختند و از اسلام سر در نمى‌آوردند. به همين دليل، مزاحم مردم مى‌شدند و با عرب‌ها - مردم بغداد - اختلاف پيدا كردند.

در همين شهر سامرا عده‌ى قابل توجهى از بزرگان شيعه در زمان امام هادى (عليه‌السّلام) جمع شدند و حضرت توانست آنها را اداره كند و به وسيله‌ى آنها پيام امامت را به سرتاسر دنياى اسلام - با نامه‌نگارى و… - برساند. اين شبكه‌هاى شيعه در قم، خراسان، رى، مدينه، يمن و در مناطق دوردست و در همه‌ى اقطار دنيا را همين عده توانستند رواج بدهند و روزبه‌روز تعداد افرادى را كه مؤمن به اين مكتب هستند، زيادتر كنند.

امام هادى همه‌ى اين كارها را در زير برق شمشير تيز و خون‌ريز همان شش خليفه و على‌رغم آنها انجام داده است. حديث معروفى درباره‌ى وفات حضرت هادى عليه‌السّلام هست كه از عبارت آن معلوم مى‌شود كه عده‌ى قابل توجهى از شيعيان در سامرا جمع شده بودند؛ به‌گونه‌يى كه دستگاه خلافت هم آنها را نمى‌شناخت؛ چون اگر مى‌شناخت، همه‌ى‌شان را تارومار مى‌كرد؛ اما اين عده چون شبكه‌ى قوى‌يى به‌وجود آورده بودند، دستگاه خلافت نمى‌توانست به آنها دسترسى پيدا كند.

۳۰/۰۵/۱۳۸۳

در زمان امام هادی شیعه قدرت گرفت

شيعه در دوران حضرت هادى و حضرت عسكرى (عليهماالسّلام) و در آن شدت عمل روزبه‌روز وسعت پيدا كرد؛ قوى‌تر شد.
۳۰/۰۵/۱۳۸۳

معلمی كه شاگرد شد

حديثى درباره‌ى كودكى حضرت هادى است، كه نمى‌دانم شنيده‌ايد يا نه؛ وقتى معتصم در سال ۲۱۸ هجرى، حضرت جواد را دو سال قبل از شهادت ايشان از مدينه به بغداد آورد، حضرت هادى كه در آن‌وقت شش ساله بود، به همراه خانواده‌اش در مدينه ماند. پس از آن‌كه حضرت جواد به بغداد آورده شد، معتصم از خانواده حضرت پرس‌وجو كرد و وقتى شنيد پسر بزرگ حضرت جواد، على‌بن‌محمد، شش سال دارد، گفت اين خطرناك است؛ ما بايد به فكرش باشيم. معتصم شخصى را كه از نزديكان خود بود، مأمور كرد كه از بغداد به مدينه برود و در آن‌جا كسى را كه دشمن اهل‌بيت است پيدا كند و اين بچه را بسپارد به دست آن شخص، تا او به عنوان معلم، اين بچه را دشمن خاندان خود و متناسب با دستگاه خلافت بار بياورد.

اين شخص از بغداد به مدينه آمد و يكى از علماى مدينه را به نام «الجنيدى»، كه جزو مخالف‌ترين و دشمن‌ترينِ مردم با اهل‌بيت عليهم‌السّلام بود - در مدينه از اين قبيل علما آن‌وقت بودند - براى اين كار پيدا كرد و به او گفت من مأموريت دارم كه تو را مربى و مؤدبِ اين بچه كنم، تا نگذارى هيچ‌كس با او رفت و آمد كند و او را آن‌طور كه ما مى‌خواهيم، تربيت كن. اسم اين شخص - الجنيدى - در تاريخ ثبت است. حضرت هادى هم - همان‌طور كه گفتم - در آن موقع شش سال داشت و امر، امر حكومت بود؛ چه كسى مى‌توانست در مقابل آن مقاومت كند.

بعد از چند وقت يكى از وابستگان دستگاه خلافت، الجنيدى را ديد و از بچه‌يى كه به دستش سپرده بودند، سؤال كرد. الجنيدى گفت: بچه؟! اين بچه است؟! من يك مسأله از ادب براى او بيان مى‌كنم، او باب‌هايى از ادب را براى من بيان مى‌كند كه من استفاده مى‌كنم! اين‌ها كجا درس خوانده‌اند؟! گاهى به او، وقتى مى‌خواهد وارد حجره شود، مى‌گويم يك سوره از قرآن بخوان، بعد وارد شو - مى‌خواسته اذيت كند - مى‌پرسد چه سوره‌يى بخوانم. من به او گفتم سوره‌ى بزرگى؛ مثلاً سوره‌ى آل‌عمران را بخوان؛ او خوانده و جاهاى مشكلش را هم براى من معنا كرده است! اين‌ها عالمند، حافظ قرآن و عالم به تأويل و تفسير قرآنند؛ بچه؟!

ارتباط اين كودك - كه على‌الظاهر كودك است، اما ولى‌اللَّه است؛ «وآتيناه الحكم صبيّا» با اين استاد مدتى ادامه پيدا كرد و استاد شد يكى از شيعيان مخلص اهل‌بيت!

منبع: وبلاگ افسران جوان

اشتراک گذاری این مطلب!

5 یادگار از امام علی النقی علیه‌السلام

30ام اردیبهشت, 1391

از امام علی النقی علیه السلام چند یادگاری برای ما رسیده است که متاسفانه در بین شیعیان نیز غریب می باشند. در این مجال مختصرا آنها را یادآور می شویم.

1- زیارت جامعه کبیره:
درباره زیارت جامعه کبیره که اقیانوسی مواج از معارف الهی و مضامین عالی مشتمل بر معرفی مقام ائمه علیهم السلام است؛ در این مختصر نمی‌گنجد. اما به همین میزان می توان اشاره کرد که زیارت جامعه که به تعبیر علامه مجلسی(ره) از نظر سند و روایت از صحیح‌ترین و قوی‌ترین زیارات ائمه علیهم السلام است یادگاری عظیمی است که در حرم هر یک از ائمه معصومین علیهم‌السلام آن زیارت را می‌خوانیم.

2- زیارت غدیریه:
زیارت غدیریه نیز سندی بسیار معتبر دارد و روایتگران و گزارشگران آن از بزرگان شیعه هستند، این زیارت مربوط به روز عید غدیری که امام هادی علیه السلام در سفری که به اجبار متوکل از مدینه به سامرا داشتند. در نجف اشرف بودند و این زیارت را خطاب به قبر مطهر جدّ بزرگوارشان حضرت علی(علیه‌السلام) قرائت کردند.

دوستداران اهل بیت از این نکته غافل نباشند که زیارت غدیریه مثل زیارت عاشورا که مخصوص روز عاشورا نیست؛ این زیارت هم مخصوص روز عید غدیر نیست و خوشبختانه محدث قمی نیز این زیارت را به طور کامل در کتاب شریف مفاتیح الجنان آورده‌اند و بر این نکته که هر روز می‌توان این زیارت را قرائت کرد، تصریح دارد.

3- دعای کوتاه در کنار قبر مبارک آن حضرت:
امام هادی(علیه السلام) آنقدر مهربان است و آنقدر برای زائران و دوستداران و شیعیان خیر می‌خواهند که فرمودند: از خدا خواسته‌ام که هر کس این دعا را در کنار قبر من بخواند ناامید برنگردد:

زیارت غدیریه نیز سندی بسیار معتبر دارد و روایتگران و گزارشگران آن از بزرگان شیعه هستند، این زیارت مربوط به روز عید غدیری که امام هادی علیه السلام در سفری که به اجبار متوکل از مدینه به سامرا داشتند. در نجف اشرف بودند و این زیارت را خطاب به قبر مطهر جدّ بزرگوارشان حضرت علی(علیه‌السلام) قرائت کردند

«یا عُدَّتى عِنْدَ الْعَُدَدِ وَ یا رَجآئى وَالْمُعْتَمَدَ وَ یا كَهْفى وَالسَّنَدَ یا واحِدُ یا اَحَدُ وَ یا قُلْ هُوَ اللَّهُ اَحَدٌ اَسْئَلُكَ الّلهُمَّ بِحَقِّ مَنْ خَلَقْتَ مِنْ خَلْقِكَ وَلَمْ تَجْعَلْ فى خَلْقِكَ مِثْلَهُمْ اَحَداً صَلِّ عَلى جَماعَتِهِمْ وَافْعَلْ بى كَذا وَ كَذا ؛ اى ذخیره من در برابر ذخیره‌ها و اى امید من و تكیه‌گاهم و اى پناهگاه، و پشت و پناهم اى یگانه‌اى یكتا و اى كه درباره خود فرمودى: بگو خدا یكى است، از تو خواهم. خدایا به حق هر كس از آفریدگانت خلق كردى و هیچ كس را مانند آنها در میان آفریدگانت قرار ندادى درود فرست بر گروه آنها و درباره من چنین و چنان كن.(در اینجا حاجات خود را بگویید)»

4- نماز بالای سر در حرم حضرت رضا علیه السلام:
ایشان فرمودند: هر کس از خداوند حاجتی دارد پس قبر جدم حضرت رضا را در طوس زیارت کند و دو رکعت نماز نزد قبر او بگزارد و در قنوت نماز حاجتش را طلب کند خداوند دعایش را اجابت می کند مگر اینکه در مورد گناه یا قطع رحم باشد. بر اساس این فرمایش امام هادی(علیه السلام) سزاوار است که از این پس که به مشهد مقدس و حرم مطهر رضوی مشرف می شویم در نماز بالای سر از خدای متعال حوائجمان را طلب کنیم و به یاد این یادگار ارزشمند امام هادی(علیه السلام) هم باشیم.

5- پنجمین یادگار تعقیب نماز 
از علی بن مهزیار روایت شده که محمدبن ابراهیم به حضرت امام علی النقی علیه السام نامه ای نوشت که اگر مصلحت میدانید به من دعایی تعلیم دهید که بعد از هر نماز بخوانم تا خداوند به سبب آن خیر دنیا و آخرت به من عنایت فرماید. امام هادی علیه السلام این دعا را آموزش دادند.

«اَعُوذُ بِوَجْهِكَ الْكَریمِ وَ عِزَّتِكَ الَّتى لا تُرامُ وَ قُدْرَتِكَ الَّتى لا یَمْتَنِعُ مِنْها شَىْءٌ مِنْ شَرِّ الدُّنْیا وَالاْخِرَةِ وَ مِنْ شَرِّ الاَْوْجاعِ كُلِّها وَلا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ؛ پناه برم به ذات بزرگوارت و به عزتت كه مورد دستبرد نیست و قدرتت كه چیزى از آن خوددارى نتواند، از شر دنیا و آخرت و از شر تمامى دردها و جنبش و نیروئى نیست جز به خداى والاى بزرگ.

اشتراک گذاری این مطلب!

ماجرای خواندنی احترام امام هادی (ع) به دانشمندان

4ام اردیبهشت, 1391

حجت‌الاسلام والمسلمین باقر شریف قرشی مولف و نویسنده حوزوی در کتاب زندگانی امام الهادی(ع) به نقل یک ماجرای خواندنی از امام هادی (ع) و شیوه آن حضرت در احترام به علما پرداخته است.

این محقق حوزوی در کتاب خود با نقل سیره‌ای از آن حضرت آورده است امام هادى - علیه السلام - در بزرگداشت دانشمندان و اندیشمندان مى کوشید و به آنها توجهى خاص داشت و آنان را بر دیگر مردم برتر مى شمرد زیرا آنان سرچشمه نور و آگاهى در زمین هستند.

از کسانى که مورد تجلیل امام قرار گرفت، فقیهى بود که با یکى از نواصب و مبغضین اهل بیت به مناظره پرداخته و او را مغلوب ساخته بود، آن فقیه پس از چندى به زیارت امام هادی (ع)آمد حضرت که از مناظره او با ناصبى خبردار بود از دیدن وى شادمان شده او را در صدر مجلس ‍ نشاند و به گرمى با وى به گفتگو پرداخت . مجلس مملو از علویان و عباسیان بود. آنان در آنجا از این توجه خاص امام رنجیده شدند و امام را مخاطب ساخته گفتند:«چگونه او را بر سادات و بزرگان بنى هاشم مقدم مى دارى ؟…»

ادامه »

شعری در مدح امام هادی (ع)

29ام فروردین, 1391



چو بر سریر ولایت نشست خسرو دین                            فلک نهاده به درگاه او سر تمکین

بیا که صبح هدایت دمید و شد تابان                               در آسمان ولایت ستاره ی دهمین

زنسل احمد مرسل زدوده ی حیدر                                 زنور فاطمه طاووس باغ علّیین

ز آسمان امامت دمید خورشیدی                                   که آفتاب جمالش گرفت روی زمین

به سالکان حقیقت دهید مژده که گشت                        امام هادی فرمان روا، و رهبر دین

ستاره ایی که ز انوار چهره روشن کرد                           فضای کون و مکان را به نور علم و یقین

مه سپهر فضیلت، محیط جود و کرم                               شه  سریر ولایت، چراغ شرع مبین

طلیعه یی که بهر طواف شمع رخش                            گشوده بال چون پروانه جبرئیل امین

شهنشهی که شهان پیش خاک درگاهش                      کشیده دست زتخت و کلاه و تارج و نگین

مهی که بهر تماشای آفتاب رخش                                 نشسته در صف گردون ستارگان به کمین

سرور سینه ی زهرا، سلیل ختم رسل                          نهال گلشن طاها و روضه ی یاسین

به پیش  تربت پاکش دم از بهشت مزین                        که خاک اوست مصفاتر از بهشت برین

ضمیر اهل یقین از ولای او روشن                                 دهان اهل ادب از کلام او شیرین

رُخش صحیفه ی آیات کبریاست بخوان                         صفات ذات خدا را از آن خطوط جبین

چو دُر لئالی طبعش به گوش دل آویز                            که طبع اوست گران مایه، گنج دُرّ ثمین


شهی که حکم ولایش ز بامداد ازل                              نوشته کلک قضا بر صحیفه ی تکوین

حصار علم و یقین شد به دست او استوار                       کتاب فضل و شرف به نام او تدوین

رسا چو خواست که دفتر به زیور آراید                            نمود نامه به نام مبارکش تزئیین



*شاعر دکتر قاسم رسا

اشتراک گذاری این مطلب!

شاگردان برجسته امام هادی (ع)

29ام فروردین, 1391

بنا براظهار شيخ طوسي، تعداد شاگردان امام هادي عليه السلام بالغ بر 185 نفر بوده است که در ميان آنان چهره هاي برجسته علمي و فقهي فراواني که داراي تاليفات گوناگوني بودند نيز ديده مي شود. در اينجا از برخي شاگردان آن حضرت به طور اختصار ياد مي شود:



1- ايوب بن نوح: مردي امين و مورد وثوق بود و درعبادت و تقوا رتبه والايي داشت، چندان که او را در زمره بندگان صالح خدا شمرده اند. او  وکيل امام هادي و امام عسکري عليهما السلام بود. ايوب به هنگام وفات تنها يکصد و پنجاه دينار از خود به جاي گذاشت، در حالي که مردم گمان مي کردند او پول زيادي دارد.

2- حسن بن راشد: وي از اصحاب امام جواد و امام هادي عليهما السلام شمرده مي شود و نزد آن دو بزرگوار از منزلت و مقام والايي برخوردار بوده است.

3- حسن بن علي ناصر : شيخ طوسي او را از اصحاب امام هادي عليه السلام شمرده است . وي پدر جد سيد مرتضي از سوي مادر است . سيد مرتضي در وصف او مي گويد : مقام و برتري او در دانش و پارسايي ، و فقه روشنتر از خورشيد درخشان است . او بود که اسلام را در “ديلم” نشر داد، بگونه اي که مردم آن سامان به وسيله او از گمراهي به هدايت راه يافته و با دعاي او به حق بازگشتند . صفات پسنديده و اخلاق نيکوي او بيش از آن است که شمرده نشود و روشنتر از آن است که پنهان بماند .

4- عبد العظيم حسني: وي که نسب شريفش با چهار واسطه به امام حسن مجتبي عليه السلام مي رسد، از ياران امام هادي و امام عسکري عليهما السلام است. عبدالعظيم ، مردي پارسا ، وارسته ، دانشمند ، فقيه و مورد اعتماد و وثوق امام دهم بود . ابو حماد رازي مي گويد : در سامراء بر امام هادي عليه السلام وارد شدم و درباره مسائلي از حلال و حرام از آن حضرت پرسيدم  ، ايشان فرمود : اي حماد ! هر گاه در ناحيه اي که زندگي مي کني ، مشکلي در امر دين ، برايت پيش آمد از عبد العظيم حسني بپرس و سلام مرا به او برسان .

5- عثمان بن سعيد : وي در سن جواني و در حالي که يازده سال از عمرش مي گذشت ، افتخار شاگردي امام را پيدا نمود. امام هادي عليه السلام در مورد او به احمد بن اسحاق قمي فرمود : عثمان بن سعيد ، ثقه و امين من است ، هر چه به شما بگويد از سوي من گفته و هر چه به شما القا کند از ناحيه من القا کرده است.

منبع: الغيبة، شيخ طوسي، ص 215

اشتراک گذاری این مطلب!

زندگی نامه امام هادی (علیه السلام)

28ام فروردین, 1391

امام علی بن محمد الهادی علیه السلام در نیمة ذی الحجه سال 212ق نزدیک شهر مدینه در روستای صریا، چشم به دنیا گشود و در ماه رجب سال 254ق در سرّ من رأی (سامرا) توسط معتز عباسی به شهادت رسید. ایشان پس از پدر بزرگوارش 33 سال امامت شیعیان را بر عهده داشتند.[1]

نام مادر آن حضرت سمانه مغربیه بود[2]؛ البته مدنب، حدیث و غزال هم گفته اند.[3]

لقب های آن حضرت را نقی، هادی، امین، طیب، ناصح، مرتضی و… ذکر کرده اند. کنیه اش ابوالحسن است و به ایشان ابوالحسن ثالث می گویند.[4]




امام هادی علیه السلام از آغاز امامت در مدینه حضور داشتند و در مدت اقامت در این شهر نقش بسیار مهمی در رهبری شیعیان ایفا کردند؛ به طوری که حکومت عباسی از موقعیت ممتاز امام احساس خطر کرده و حضور ایشان در مدینه را به صلاح ندانست، متوکل برای کنترل بیشتر امام علیه السلام تصمیم گرفت ایشان علیه السلام را از مدینه به سامرا منتقل کند. در سال 233 ق بنابه گزارش هایی که جاسوسان از فعالیت های امام علیه السلام داده بودند، متوکل به یحیی بن هرثمه مأموریت داد تا این انتقال را انجام دهد. با ورود یحیی بن هرثمه به مدینه، مردم که سخت مشتاق و شیفتة امام خود بودند، اعتراض خود را علنی کردند؛ به طوری که یحیی بن هرثمه اعلام کرد که کاری به امام علیه السلام ندارد و هیچ خطری امام علیه السلام را تهدید نمی کند. پس از مدتی به بهانه این که در منزل امام بر علیه حاکم عباسی سلاح جمع آوری می شود به خانه امام علیه السلام حمله بردند، ولی چیزی جز قرآن و ادعیه نیافتند. جالب اینکه خود یحیی بن هرثمه پس از بازگشت می گوید: «چیزی جز بزرگواری، ورع، زهد و شجاعت در او نیافتم».[5]

متوکل در ساعات اولیه ورود امام به سامرا به شکلی اهانت آمیز با امام برخورد کرد و نه تنها به استقبال حضرت نیامد، بلکه دستور داد ایشان را در محلی که مخصوص گداها بود و به «خان الصعالیک» شهرت داشت، وارد کنند. بعد از استقرار امام هادی علیه السلام در سامرا تمامی رفت و آمدها و ارتباطات امام تحت کنترل بود و به محض شنیدن اینکه امام علیه السلام از اموال و سلاح شیعیان نگهداری می کند، نظامیان شبانه به خانة امام علیه السلام هجوم می بردند؛ ولی چیزی به دست نمی آوردند.

ادامه »

پیوستن به جمع فعالان "بزرگداشت امام علی النقی (ع) در فضای مجازی"

27ام فروردین, 1391

جمعی از کاربران فضای مجازی و شبکه های اجتماعی با توجه به ضرورت و اهمیت نشر معارف اهل بیت علیهم السلام در فضای مجازی تصمیم گرفتند که از امکانات این فضا در راستای جامه عمل پوشاندن به این هدف مقدس استفاده کنند در این راستا برخی از کابران پیشنهاد دادند که دهه ای را به عنوان “دهه بزرگداشت امام علی النقی (ع) در فضای مجازی” معرفی کنند تا در این دهه تمرکز فعالیت های خود را معطوف شناساندن و معرفی امام علی النقی(ع) نمایند.

 


دلیل انتخاب این امام بزرگوار هم از این روست که احساس می شود در راستای معرفی ابعاد وجودی این امام همام از طرف ما کم کاری صورت پذیرفته است و معارف این امام عزیز آنگونه که بایسته و شایسته است در جامعه و بخصوص در فضای مجازی بیان نشده است.

وبلاگ مدرسه علمیه حضرت فاطمه (س) هم جهت سهیم شدن در این  فعالیت موضوع «امام هادی (ع)» را در وبلاگ خود ایجاد وکرده و قصد دارد به سرفصل هایی مانند احادیث این امام بزرگوار، زندگی نامه و … بپردازد.

آنچه در ادامه می آید برخی از احادیث این امام همام در رابطه با تعاملات اجتماعی افراد در جامعه است.

1. فروتنى آن است كه با مردم چنان كنى كه دوست دارى با تو چنان باشند.
(المحجة البيضاء ، ج 5 ، ص 225)

2. شخص شكرگزار ، به سبب شكر ، سعادتمندتر است تا به سبب نعمتى كه باعث شكر شده است . زيرا نعمت كالاى دنياست و شكرگزارى ، نعمت دنيا و آخرت است .
(تحف العقول ، ص 512)

ادامه »


 
فراخوان چی شد طلبه شدم