موضوع: "داستان کوتاه"

تفاوت "تهاجم و تبادل فرهنگی"؟!!

 

1. در تهاجم فرهنگی دشمن می گردد آن مقدار از فرهنگ خود را به دیگران می دهد که خودش می خواهد.

2. تبادل فرهنگی به انتخاب ماست

دقت بیشتری کنید:

تهاجم فرهنگی انجام می گیرد تا فرهنگ خودی را ریشه کن کند همیشه بد است و در دورا ن ضعف یک ملت انجام می شود .

تبادل فرهنگی از چیزهای خوب است چون می خواهیم فرهنگ خود را کامل کنیم و در هنگام قوت و روزگار توانایی یک ملت انجام می گیرد.

دوستان اهل تبادلید یا پذیرش تهاجم؟ ؟! !

حدیث ولايت،سال١٣٧١،ص٧٣

تفاوت انفولانزا و سرماخوردگی

بیماری آنفلوآنزا یک عفونت حاد ویروسی دستگاه تنفسی است که در صورت سالم و فعال بودن سیستم ایمنی فرد مبتلا، عوارض بیماری بعد از طی دوره چند روزه تخفیف یافته و بهبودی کامل حاصل می‌شود. در اینجا ضمن مروری بر تفاوت‌های سرماخوردگی و آنفلوآنزا، به تشریح راه‌های پیشگیری بیماری آنفلوآنزا اشاره می‌شود.

برای دیدن تصویر در اندازه بزرگتر روی آن کلیک کنید

آرامتر از همیشه!

رضاشاعری می نویسد: وقتی داستانی که برای شهید فرخ بلاغی عزیز در مجله چاپ شد، یک نسخه از مجله را برای مادرشهید بردم، خیلی خوشحال شد، اشک در چشمانش حلقه زده بود، مجله را چسباند روی سینه اش و گفت: خدا خیرت بده پسرم، خدا برادراتو بیامرزه، خیلی خوشحالم کردی… اسم بچه ام تو مجله چاپ شد.

***

صفحات: 1· 2

ماجرای شگفت انگیز کفن دزد و شیخ طبرسی

زمانی سکته‌ای بر علامه عارض می‌شود و خاندانش به این گمان که او به رحمت ایزدی پیوسته است وی را به خاک می‌سپارند. او پس از مدتی به هوش آمده، خود را درون قبر می‌بیند و هیچ راهی را برای خارج شدن و رهایی از آن نمی‌یابد. در آن حال نذر می‌کند که اگر خداوند او را از درون قبر نجات دهد کتابی را در تفسیر قرآن بنویسد.

در همان شب قبرش به دست فردی کفن دزد نبش می‌شود و آن گورکن پس از شکافتن قبر شروع به باز کردن کفنهای او می‌کند. در آن هنگام علامه دست او را می‌گیرد! کفن دزد از ترس، تمام بدنش به لرزه می‌افتد، علامه با او سخن می‌گوید، لیکن ترس و وحشت آن مرد بیشتر می‌شود. علامه طبرسی به منظور آرام ساختن او، ماجرای خود را شرح می‌دهد و پس از آن می‌ایستد. کفن دزد نیز آرام شده، با درخواست علامه که قادر به حرکت نبود، او را بر پشت خود می‌نهد و به منزلش می‌رساند.

طبرسی نیز به پاس زحمات آن گورکن، کفنهای خود را به همراه مقدار بسیاری پول به او هدیه می‌کند. آن مرد نیز با مشاهده این صحنه‌ها و با یاری و کمک علامه توبه کرده، از کردار گذشته‌اش از درگاه خداوند طلب آمرزش می‌کند. طبرسی نیز پس از آن به نذر خود وفا کرده، کتاب مجمع البیان را می‌نویسد.
مقبره این عالم اندیشمند در حرم مطهر و در ابتدای بست طبرسی قرار دارد.

کارهای تعجب برانگیز یک روحانی

قبل نوشت: وقتی این ماجرا را خواندم فکر کردم به عنوان طلبه چند بار از این دست کارهای تعجب برانگیز انجام داده ام.

****

 

روزی توماس آکوئینی* در یکی از رواق های بزرگ کلّیسای در رم نشسته بود و برای راهبان مسیحی تدریس می کرد. یکبار راهبی از در درآمد و گفت: استاد الاغی در آسمان داره پرواز می کند. ایشان هم تأملی کرد و با زحمت این بدن را کشید و به بالکن رفت. در ایوان ایستاد و به آسمان هرچه نگاه کرد طبعاً الاغی ندید. برگشت و نشست. شاگردان گفتند استاد شما نابغه-ترین نابغه اید. با آن علم، با آن قدرت تفکّر، با آن فهم عمیق، با آن تجارب، چیزی که یک بچّه را فریب نمی دهد شما را فریب داده و رفتید که در آسمان یک الاغ را ببینید؟ اصلاً برایتان عجیب نبود که یک الاغ در آسمان پرواز بکند؟ تعجّب نمی کردید که در آسمان یک الاغی پرواز بکند؟ آن وقت جواب آکوئینی این بود: بله خیلی برایم عجیب بود که در آسمان الاغی پرواز بکند امّا بین دو امر تعجّب برانگیز گیر کردم. آن که باز هم تعجّبش کمتر بود را به آن ترتیب اثر دادم؛ یکی اینکه خیلی تعجّب برانگیز است که یک الاغی در آسمان پرواز بکند، یکی هم اینکه خیلی تعجّب برانگیز است که یک راهب دروغ بگوید. ولی اوّلی باز تعجّب برانگیزیش کمتر بود. اینکه راهبی دروغ بگوید تعجّب برانگیزتر از این است که یک الاغی در آسمان پرواز بکند. این بود که گفتم هر عاقلی بین امری که کمتر تعجّب برانگیز است و امری که بیشتر تعجّب برانگیز است. خب آنی که کمتر تعجّب برانگیز است را باید انتخاب کند آن وقت این بود که باور کردم که لابد الاغ دارد، پرواز می کند.

 

 

* قدیس توماس آکویناس (به ایتالیایی: Tommaso d’Aquino) (ح.۱۲۲۵-۱۲۷۴)، معروف به حکیم آسمانی، فیلسوف ایتالیایی و متاله مسیحی بود. او اعتقادات مسیحی را با فلسفهٔ ارسطو تلفیق کرد. فلسفه او از ۱۸۷۹ تا اواسط دهه ۱۹۶۰ میلادی فلسفه رسمی کلیسای کاتولیکبود.[۱]

 

منبع: جهان نگری مولانا و حافظ

 
اربعین